فرهنگ برتر


فرهنگ بهتر زیستن


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 09 آذر 1394
بازدید : 580
نویسنده : rasoulshams

التماس دعا ای محرَمان حرم


تاریخ : دوشنبه 09 آذر 1394
بازدید : 637
نویسنده : rasoulshams

5- توکل کلید گنج آرامش

عامل دیگر که موجب سکون و آرامش قلب می شود توکل بر خداوند متعال است .

توکل در موارد مختلف معانی متفاوتی می دهد ، در مورد خداوند متعال یعنی سپردن کارها به خداوند و اعتقاد به لطف خداوند متعال است[1] .وقتی انسان به عظمت و لطف خدای خود ایمان داشته باشد و کارهای خود را به او واگذار نماید حتماً در قلب از به نتیجه رسیدن کارها و حصول مطلوب مطمئن خواهد بود و این اطمینان باعث آرامش خاطر او خواهد شد .

خداوند متعال در قرآن می فرماید : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامي‏ وَ تَذْكيري بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ [2]» سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام كه به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر تذكّرات من نسبت به آيات الهى، بر شما سنگين (و غير قابل تحمّل) است، (هر كار از دستتان ساخته است بكنيد.) من بر خدا توكّل كرده‏ ام! فكر خود، و قدرت معبودهايتان را جمع كنيد سپس هيچ چيز بر شما پوشيده نماند (تمام جوانب كارتان را بنگريد) سپس به حيات من پايان دهيد، و (لحظه ‏اى) مهلتم ندهيد! (امّا توانايى نداريد!)

می بینیم که حضرت نوح با توکل بر خدا چگونه با جرأت ، آرامش و اطمینان در مقابل دشمنان خود می ایستد و این خصلت مردان خداوند است که به بازوی و سلاح خود نمی نازند چرا که همه محدودند و ممکن است انسان هر چقدر هم که قوی باشد یکی پیدا شود که قوی تر از او باشد ، بلکه خود را در دامن خداوند متعال می اندازند و خود را بر او می سپارند و با توکل کار را جلو می برند.

خداوند متعال در چندین جای قرآن به توکل و سپردن نتیجه کارها به خدا دستور داده است ؛ در سوره آل عمران به پیامبر (صلوات الله علیه و آله)می فرماید : « فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ[3]» هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.

اما معنای توکل برخلاف تفکر برخی ها ، این نیست که هیچ کاری نکنیم و بگوییم خدا انجام دهد بلکه به این معناست که کار را انجام دهیم و نتیجه آن را به خداوند متعال واگذار[4] نماییم همانطور که از تعریف بالا نیز روشن می شود.

ادامه دارد...



[1] - معنا شناسي واژگان قرآن، صالح عظيمه، ترجمه سيد حسن سيدي، ذیل ماده وکل

[2] - سوره یونس، آیه71

[3] - سوره آل عمران ، آیه 159

[4] - طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، میزا احمد آشتیانی ، ج1، ص394


تاریخ : یکشنبه 08 آذر 1394
بازدید : 600
نویسنده : rasoulshams

4 - دعا

در مورد قبلی توضیح دادیم که ذکر معنای عامی دارد و شامل انجام اوامر و ترک نواهی می شود ، اما چون دعا موضوعی است که تنها به دین اسلام منحصر نیست و همه بشر به نوعی در مقابل خدای خود دعا می کنند تصمیم گرفتم این مورد را به صورت جداگانه ای توضیح دهم انشاالله.

خداوند متعال در سوره نوح می فرماید : «وَ نُوحاً إِذْ نادى‏ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظيمِ [1]» و نوح را (به ياد آور) هنگامى كه پيش از آن (زمان، پروردگار خود را) خواند! ما دعاى او را مستجاب كرديم و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات داديم.

الکرب به معنای اندوه بزرگ می باشد[2] که خداوند متعال آن را از حضرت نوح (علیه السلام) و خانواده ایشان به سبب دعایی که کردند دور کرد.

خداوند متعال در صوره صافات[3] نیز بر نجات حضرت نوح (علیه السلام) و اهلش به سبب دعایی که کردند اشاره فرموده است .

دعا باعث می شود نزدیکی رابطه مخلوق با خالق می گردد و نزدیکی باعث می شود که انسان خود را در دامان خداوند متعال حس کند و خدا را حامی خود بداند بنابراین قلبش سکون و ارامش می یابد.

البته دعا کردن آدابی دارد که در قرآن ذکر شده :

1-    دعا همراه ايمان و عمل صالح باشد. «يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ[4]»

2-    با اخلاص باشد. «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ[5]»

3-    با تضرّع و مخفيانه باشد. «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً[6]»

4-    با بيم و اميد باشد. «وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[7]»

5-    در ساعاتى خاص باشد. «يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ [8]»

6-     دعا كننده از اسماى الهى بهره بگيرد. «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها[9]» [10]

اینها خلاصه ای از آداب دعا بود که باید در هنگام دعا آنها را رعایت کنیم تا دعایمان به استجابت برسد انشاالله .

ادامه دارد...



[1] - سوره نوح ، آیه 76

[2] - لسان العرب ، ج1 ، ص 711

[3] - سوره صافات ،آیه 75و76

[4] - سوره شوری ،آیه 26

[5] - سوره غافر ، آیه 14

[6] - سوره اعراف ،آیه 55

[7] - سوره اعراف ، آیه 56

[8] - سوره انعام ، آیه 52

[9] - سوره اعراف ، آیه 180

[10] - تفسیر نور، ج10 ، ص280


تاریخ : شنبه 07 آذر 1394
بازدید : 519
نویسنده : rasoulshams

دوستان لطفا در فروم عضو بشید تا در کنار هم بر گسترش سبک زندگی اسلامی کمک کنیم .

اگه جای دیگه ای هم هست که چت روم یا فروم مذهبی باشه لطفا معرفی کنید ممنون .چشمک


تاریخ : شنبه 07 آذر 1394
بازدید : 862
نویسنده : rasoulshams

3- ذکر الهی ، آرام قلبها

عامل دیگر آرامش روحی و روانی بنابر فرموده قرآن ذکر می باشد .

خداوند متعال در سوره رعد آیه 28 می فرماید : «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [1]»آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد!

البته ذکر تنها گفتن سبحان الله و اذکار دیگر نیست ، مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد :« ظاهر اين است كه مقصود از ذكر، اعم از ذكر لفظى است و بلكه مقصود از آن مطلق انتقال ذهن و خطور قلب است، چه اينكه به مشاهده آيتى و برخوردن به حجتى باشد، و يا به شنيدن كلمه‏اى صورت گيرد[2]».

حسین بزاز از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که امام فرمودند : «أَلَا أُحَدِّثُكَ بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى خَلْقِهِ قُلْتُ بَلَى قَالَ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ وَ مُؤَاسَاتُكَ لِأَخِيكَ وَ ذِكْرُ اللَّهِ فِي كُلِّ مَوْطِنٍ أَمَا إِنِّي لَا أَقُولُ- سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ اللَّهُ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ إِنْ كَانَ هَذَا مِنْ ذَاكَ وَ لَكِنْ ذِكْرُ اللَّهِ فِي كُلِّ مَوْطِنٍ إِذَا هَجَمْتَ عَلَى طَاعَةٍ أَوْ مَعْصِيَةٍ[3]» آيا ميخواهى تو را از مهمترين وظيفه‏اى كه خدا بر خلق خود واجب كرده خبر دهم؟ عرضه داشتم: بله، فرمود: اول انصاف دادن به مردم، به اينكه با مردم آن طور رفتار كنى كه دوست ميدارى با تو رفتار كنند و دوم مواسات با برادران دينى و ياد خدا در هر موقف، البته منظورم از ذكر خدا، سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر نيست، هر چند كه اين نيز از مصاديق آنست، ولى منظورم اين است كه در هر جا كه پاى اطاعت خدا به ميان مى‏آيد، بياد خدا باشى و اطاعتش كنى، و هر جا معصيت خدا پيش آيد، بياد او باشى و آن را ترك كنى .

با این توضیحات می توان گفت که ذکر معنای وسیعی دارد که هم شامل انجام اوامر الهی مانند نماز ،روزه و غیره و هم شامل ترک نواهی الهی مانند نگاه به نامحرم و دیگر نواهی می شود.

انجام واجبات و ترک محرمات را می توان از دو جهت آرامش آفرین دانست :

1-    از این جهت که به فرمان الهی عمل کرده است و منتظر پاداش است یا نواهی الهی را ترک کرده و دیگر نگران از عذاب نیست ، بنابراین نوعی آسودگی خاطر برای مؤمن وجود دارد که با ضمیمه اعمال خود بر لطف خدا ، دلش آرام می شود .

2-    از این جهت که چون نواهی الهی را ترک کرده بنابراین از عوارض آن نیز که دل را آشفته می کند ، مانند نگاه به نامحرم که باعث آشفتگی خاطر و حتی جنون در امان است ؛ یا چون اوامر الهی را انجام داده است آثار نیک آنها بر او جاری می شود ، مانند خواندن نماز که دانشمندان امروزه به این نتیجه رسیده اند که موجب خروج امواج مضر از ذهن و بدن شده و باعث آرامش روحی و فکر فرد می گردد.(انشاالله در نوشته ای جداگانه این مسئله را بیشتر توضیح خواهم داد)

علامه طباطبایی در ادامه شبهه ای که ممکن است پیش آید را دفع می کند و می فرماید :« اين با آيه سوره انفال كه مى‏فرمايد:«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ [4]» منافات ندارد، زيرا ترسى كه در اين آيه آمده ترسى نيست كه با اطمينان منافات داشته باشد، بلكه حالتى است قلبى كه طبعا قبل از آمدن اطمينان عارض قلب مى‏شود، هم چنان كه آيه 23 سوره زمر هم اين معنا را افاده مى‏كند»

البته در قرآن اذکار مخصوصی نیز برای آرامش روح و روان انسان امده است که ذکر آنها باعث طولانی شدن مطلب می گردد .



[1] - سوره رعد ، آیه 28

[2] - ترجمه تفسیر المیزان، ج11، ص486

[3] - معانی الاخبار ، ص 193

[4] - سوره انفال ،آیه 2

 


تاریخ : جمعه 06 آذر 1394
بازدید : 578
نویسنده : rasoulshams

2- ایمان و تقوا

دومین عاملی که می توان با استفاده از آیات الهی برای آرامش روحی و فکری از آن نام برد ایمان و تقوای الهی است .

خداوند متعال در سوره یونس می فرمایند : «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ لا تَبْديلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ [1]» خداوند متعال در این آیات می فرماید که مومنان در دنیا و آخرت مسرور و شاد هستند و هیچگونه ترس و اندوهی برای آنها نیست .

علامه طباطبایی (رحمه الله)در توضیح و توجیح این مطلب می فرماید : خوف و اندوه به خاطر از دست دادن نفع و يا برخورد با ضرر دست مى‏دهد، و تحقق اين خوف و اندوه وقتى قابل تصور است كه آدمى براى خود ملك و يا حقى نسبت به آن چيزى كه از آن خوف و اندوه دارد قائل باشد، مثلا خود را مالك فرزند و يا جاه، و يا آنها و غير آنها را متعلق حق خود بداند، و اما چيزى را كه مى‏داند به هيچ وجه بين او و آن چيز علقه و رابطه‏اى نيست، هيچ وقت در باره آن نه ترسى پيدا مى‏كند و نه اندوهى. و بر اين حساب اگر كسى را فرض كنيم كه معتقد است به اينكه تمامى عالم و تك تك موجودات آن و حتى وجود خودش ملك مطلق خداى سبحان است و احدى در اين ملكيت شريك او نيست قهرا خود را نيز مالك هيچ چيز نمى‏داند، و هيچ چيزى را متعلق حق خود به حساب نمى‏آورد تا در باره آن دچار خوف و يا اندوه گردد[2].

نزول اطمینان بر قلب مومن در سختیها

در جنگ حنین شمار افراد سپاه اسلام از کفار بیشتر بوده که این امر موجب غرور برخی مسلمانان شد و وقتى دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند. مردى از مسلمانان كه از بسيارى مسلمين و قلّت كفّار خوشحال شده بود گفت: هرگز امروز مغلوب نخواهيم شد [3].

اما در آن جنگ مغلوب شده و برخی فرار کردند ولی دوباره با ندای سپاهیان اسلام بازگشتند ؛ پس از آن این آیه نازل شد که می فرماید : ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرينَ (سوره توبه ،آیه 26) علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد : كلمه" سكينت" همانطور كه گفته شد حالت قلبيى است كه موجب سكون نفس و ثبات قلب مى‏شود، و بطورى كه از تفسير آيات برمى‏آيد ملازم با ازدياد ايمان بر ايمان است، و نيز ملازم با كلمه تقوى است، كه قلب آدمى را به پرهيز از محرمات الهى وادار مى‏سازد [4].

در تفسیر احسن الحدیث می خوانیم که : اين سكينه و اطمينان خاطر، يك موهبت بخصوصى از جانب خداست كه كه در مواقع بسيار حساسى از جانب خدا نازل شده و موجب نجات گرديده است نظير جريان غار ثور[5] که در آیه 44 سوره توبه آمده است .

در آیات دیگری نیز بر نزول سکون و اطمینان بر قلب مومنین اشاره شده است مانند آیه 4 سوره فتح که می فرماید : «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ[6]» او كسى است كه آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل كرد .

در آیه 26 همین سوره بار دیگر می فرماید : «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ»[7](به خاطر بياوريد) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نخوت جاهليّت داشتند و (در مقابل،) خداوند آرامش و سكينه خود را بر فرستاده خويش و مؤمنان نازل فرمود .

و آیات بسیار دیگری که به خاطر طولانی شدن نوشته از آوردن آنها صرف نظر می کنیم .

 



[1] - سوره یونس ، آیات 62،63و64

[2] - ترجمه تفسیر المیزان ،ج10 ، ص132

[3] - ترجمه تفسیر جوامع الجامع ،ج2، ص528

[4] - تفسیر المیزان ،ج9 ، ص301

[5] - تفسیر احسن الحدیث، ج 4، ص 213

[6] - سوره فتح ، آیه 4

[7] - سوره فتح ،آیه 26


تاریخ : پنج‌شنبه 05 آذر 1394
بازدید : 1711
نویسنده : rasoulshams

1- آرامش روانی در گرو خدا پرستی (از دیدگاه قرآن)

بشر از اولین روز آفرینشش به دنبال قدرت مافوق خود بوده است که خود را در دامن او بیاندازد و بتواند خود را از آسیبها رهایی بخشند ؛ درواقع یکی از دلایلی که انسان دائم به دنبال خدا و آلهه می باشد تلاش برای رسیدن به آرامش است ؛ چراکه انسان اگر خود را وصل به قدرتی مافوق خود ببیند در حوادث و ناگواریها ، خود را در پناه او می بیند و متوسل به او می شود و این باعث احساس امنیت و در نتیجه ارامش و اطمینان خاطر می شود .

اما رسیدن به خدای حقیقی و شناخت صحیح آن کار هر کسی نیست به همین خاطر عده ای گمراه شده و ماه ، ستارگان ، بتها و ... را خدای خود پنداشتند و چیزهایی را پرستش کردند که نه سودى به آنان مى‏رسانند و نه زيانی[1] ، اما عده ای با پیروی از فرستادگان خداوند متعال ، گرد شمع وجودی رسولان آرامش جمع شدند و خود را به دامن خدا انداختند و به آرامش رسیدند آرامشی که در رفتار آنها نیز مشهود است [2]؛ آخرین این رسولان حضرت محمد (صل الله و آله و سلم) می باشد که آخرین پیامبر الهی[3] و حامل کاملترین دین[4] می باشد ، بنابراین هر کس بعد از ظهور حضرت به دایره اسلام درآید و مسلمان شود و نفاق را از دل برکند ؛ در تلاطم امواج کوچک و بزرگ خود را وصل به خداوند دانسته و به آرامش می رسد.

خداوند متعال در قرآن کریم در مورد احوال جنگجویان جنگ احد می فرماید : ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً يَغْشى‏ طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّة [5] سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد. اين آرامش، بصورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهى از شما را فرا گرفت اما گروه ديگرى در فكر جان خويش بودند (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهاى نادرستى- همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند.

 شب بعد از جنگ احد، شب دردناك و پر اضطرابى بود، مسلمانان پيش بينى مى‏كردند كه سربازان فاتح قريش بار ديگر به مدينه باز گردند. در اين ميان مجاهدان راستين و توبه كنندگانى كه از فرار احد پشيمان شده بودند، به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به وعده‏هاى پيغمبر دلگرم بودند آيه مورد بحث ماجراى آن شب را تشريح مى‏كند [6].

که گروهی به آرامش رسیدند اما گروهی که به خدا ظن و گمان غیر حق داشتند مانند دوران جاهلیت  ، از ترس جانشان نتوانستند بخوابند و در اضطراب و تشویش باقی ماندند.

در تبین ظنی که مانند ظن جاهلیت است ، در کتب تفسیر چند مطلب عنوان شده است اما می توان گفت که به طور خلاصه آنها مانند کفار و مشرکین دوران جاهلیت فکر وگمان می کردند وعده الهی بر نصرت پیامبر (صل الله علیه و آله) دروغ است [7].

و همچنین در سوره فصلت می فرماید : إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ  [8]به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است!».

این آیه بیان می کند که فرشتگان در هنگام مرگ بر بالین کسانی که خداوند متعال را می پرستیدند و و در این راه استقامت می کردند حاضر می شوند و به آنها ارامش خاطر و بشارت بهشت  می دهند[9].

بنابراین اولین قدم اسلام آوردن و خداوند متعال را به یگانگی قبول کردن و قدم دوم پایبندی به این عقیده و استقامت است .

برخی از روانشناسان غربی نیز تأکید می کنند که ایمان به خدا یکی از نیازهای اساسی انسان بزرگسال است [10].

نتیجه گیری :

یکی از عواملی مهمی که در آرامش فکری و روحی انسان تأثیر فراوان دارد اعتقاد به خداوند متعال به عنوان قدرت مطلق عالم هستی می باشد .



[1] - سوره فرقان ، آیه 5

[2] - سوره فرقان ، آیه 63

[3] - سوره احزاب ، آیه 40

[4] - سوره مائده ، آیه 3

[5] - سوره آل عمران ، آیه 154

[6] - برگزیده تفسیر نمونه ، ج1 ، ص 340 .

[7] - ترجمه تفسیر مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، ج4 ، ص303

[8] - سوره فصلت ، آیه 30

[9] - ترجمه تفسیر المیزان ، ج17 ، ص 591

[10] - مراجعه شود به سایت http://www.migna.ir ، عنوان : مرور دیدگاه چند روانشناس در مورد دین .


تاریخ : چهارشنبه 04 آذر 1394
بازدید : 660
نویسنده : rasoulshams

آرامش

می توان گفت همه یا لااقل اکثر انسانها ، از زمانی که به دنیا می آیند تا زمانی که از دنیا کوچ می کنند ؛ اهداف مشترکی را دنبال می کنند و برای رسیدن به آنها ، به صورت گروهی یا فردی تلاش می کنند .

یکی از اهداف مهمی که می توان گفت اکثر مردم به دنبال آن هستند آرامش یا آسایش است ؛ البته برخی افراد آسایش و آرامش را مساوی هم می بینند و خیال می کنند که تلاش و رسیدن به آسایش همان تلاش و رسیدن به آرامش است ، اما در واقع میان این دو مفهوم تفاوتهایی وجود دارد که به نظر می رسد با آوردن تعریف هر کدام و اندکی تأمل بتوان به تفاوت آنها پی برد :

آسایش : مرحوم دهخدا  لغت نامه خود می نویسد : « اسم مصدر و مصدر دویم آسودن . راحت . استراحت . آسانی . آسودگی . دعه . وداعَت . خفض عیش . تنعم . رَوح . مقابل رنج »[1]

آرامش : در لغت نامه دهخدا می خوانیم که آرامش ، اسم مصدر است از آرمیدن به معنای سکون ، طمأنینه و سکینه [2] .

با تأملی اندک می توان گفت که آسایش یکی از اسباب ممکنه آرامش می باشد نه علت یا مترادف آرامش .

به عنوان مثال چه بسیار افرادی که دارای راحتی و رفاه هستند اما آرامش و سکینه قلبی ندارند ، مانند برخی افراد جوامع بشری که از رفاه و آسایش نسبی یا حتی بالایی برخوردارند ، متاسفانه مبتلا به برخی بیماری های روحی و روانی مانند افسردگی و غیره هستند؛و در مقابل افرادی هستند که دارای آرامش و اطمینان قلبی فوق العاده ای هستند هر چند که آسایش و رفاه ندارد ، به عنوان نمونه امام حسین (علیه السلام)که در اوج زحمت و بلا دارای آرامش و اطمینان بودند .

می توان گفت که آرامش یک حالت نفسانی است که باعث اطمینان خاطر و راحتی ذهن و قلب می گردد و در واقع یک غریضه نفسانی است که خداوند متعال آن را در درون جان انسان نهاده است و به آن ارزش و منزلتی قائل شده .

 

این نشان می دهد که آسایش علت و زمینه برای آرامش نمی باشد و اگر باشد علت ناقصه است نه تامه ؛ بنابراین سوالی که در ذهن انسان شکل می گیرد این است که چگونه می توان به آرامش رسید ؟ اصلا آرامش چیست و آیا مصداق خارجی دارد یا نه ؟

بهتر است برای پاسخ به این سؤالها به سراغ دفترچه راهنمای انسان برویم ، چراکه سازنده آن بهتر از هرکسی بر ابعاد انسان آگاهی دارد و بهتر از هر موجودی می تواند برای نیازمنیدهای او برنامه و مواد ارائه دهد .

در این صفحه ، انشاالله روزانه یک یا چند مطلب (در حد وسع) قرار خواهیم داد و از عزیزان خواننده هم تقاضا دارم با نظراتشون اشکالات متنی و مفهومی مطالب را بیان کنند تا مطالب را اصلاح کنیم و با هم اندیشی به پاسخی صحیح برسیم . انشاالله



منابع

[1]  - سایت (www.vajehyab.com) لغت نامه دهخدا ، مدخل آسایش

[2] - سایت (www.vajehyab.com) لغت نامه دهخدا ، مدخل آرامش


تاریخ : شنبه 30 آبان 1394
بازدید : 446
نویسنده : rasoulshams

سلام دوستان

برای ارتباط و تعامل بیشتر با شما عزیزان فروم وبلاگ راه اندازی شده ، لطفا سر بزنید و نظرتون رو در مورد بفرمایید تا انشاالله بتوانیم بهتر بسازیمش .

ممنون

پذیرای انتقادات شما هم هستیم


تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
بازدید : 527
نویسنده : rasoulshams

سلام دوستان عزیز به دلیل بروزرسانی وبلاگ بسیار از مطالب گذشته آن را حذف کردیم از این بابت معذرت خجالتیمی خواهم انشالله به زودی وبلاگ پر بارتری خندهخواهیم داشت .

با تشکر


باسلام خدمت شمادوستان عزیز ازاینکه به وبلاگ اومدین متشکرم

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران