فرهنگ برتر


فرهنگ بهتر زیستن


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 09 دی 1394
بازدید : 2396
نویسنده : rasoulshams

آثار هفت گانه نماز شب

كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ *وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ

آنها كمى از شب را مى‏خوابيدند* و در سحرگاهان استغفار مى‏كنند.

 

نماز شب از جمله اعمالی است که آثار فراوانی در حیاط دنیوی و اخروی انسان دارد و در دین اسلام برآن تأکید و توصیه فروانی شده است .

قرآن کریم یکی از صفات پرهیزکاران را خواب قلیل و اسغفار در سحرگاه معرفی می نماید : «كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ *وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ[1]» آنها كمى از شب را مى‏خوابيدند* و در سحرگاهان استغفار مى‏كنند.

سحر : قاموس قرآن در معنای سحر به نقل از طبری می نویسد : «سحر وقت قبل از طلوع فجر است اصل آن بمعنى خفاء است كه شخص در آن وقت در تاريكى مخفى است به ريه نيز سحر گويند كه محلش مخفى است[2]».

تفسر نمونه در وجه دلالت این آیه بر نماز شب می نویسد: «بسيارى معتقدند كه منظور از استغفار در اينجا همان" نماز شب" است، از اين جهت كه" قنوت نماز وتر" مشتمل بر استغفار است[3]».

احادیث فراوانی نیز در تأثیر نماز شب در زندگی بشری وارد شده است که تنها یک مورد از آنها که از امام صادق (علیه السلام) وارد شده است ذکر می کنیم .

امام (علیه السلام ) می فرمایند :«صَلَاةُ اللَّيْلِ تُحَسِّنُ الْوَجْهَ وَ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ تُدِرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِي الدَّيْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُو الْبَصَر[4]»

نماز شب:

1-    چهره را نیکو و زیبا می گرداند .

2-    اخلاق را زیبا می کند .

3-    انسان را خوشبو می کند .

4-    روزی را مقدر می سازد.

5-    باعث ادای قرض می شود.

6-     غم و غصه را از بین می برد .

7-    چشم را روشنی می بخشد .



[1] - سوره ذاریات ، آیات 17و18 .

[2] - قاموس قرآن ، ج3 ، ص240

[3] - تفسیر نمونه ، ج 22، ص 322.

[4] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 42.


تاریخ : شنبه 05 دی 1394
بازدید : 2245
نویسنده : rasoulshams

عیب پوشی زن و شوهر:

هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ

آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها

عقل و شرع قبول می کند که تمام انسانها بجز عده ی مشخصی (که معصوم هستند) ممکن الخطا می باشند و صدور خطا از آنها غیر ممکن و یا محال نیست ؛ البته برخی بیشتر دچار خطا می شوند و برخی کمتر ، و این اشتباهات معمولا در تعاملات اجتماعی خود را بروز می دهد .

خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی ، بیشترین تعاملات را میان افراد زیر مجموعه خود موجب می گردد و طبیعی است که به مرور زمان و بیشتر شدن تعاملات ، میزان عیب و خطاهایی که بروز می کند نیز زیاد می شود ، به همین دلیل اعضای خانواده بویژه زن و شوهر ، بیشتر به اسرار نهان هم آگاهند ، که آشکار شدن آنها باعث آبروریزی و بروز مشکلات اجتماعی می گردد.

بنابراین راز داری و عیب پوشی در میان افراد جامعه دارای اهمیت می باشد و در میان زن و شوهر اهمیت فوق العاده ای می یابد .

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : «...هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ...[1]» آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها .

همانطور که می دانید ، وظیفه اصلی لباس پوشاندن عیبها و زینت دادن فرد است ، از این آیه استفاده می شود که زن و شوهر نیز باید مانند لباس عیبهای یکدیگر را بپوشانند و اخلاق نیکوی یکدیگر را در میان دیگر افراد بازگو نمایند ، یا به عبارتی همدیگر را زینت دهند .

در احادیث ائمه (علیهم السلام) نیز بر عیب پوشی با الفاظ مختلف (گاهی با برشمردن پاداش، گاهی با برشمردن آثار و ...) تأکید شده است.

پیامبر گرامی اسلامی (صل الله علیه آله وسلم) می فرماید : «لا يستر عبد عبدا فى الدّنيا إلّا ستره اللّه يوم القيامة[2]» هيچ بنده‏اى [عيب‏] بنده‏اى [ديگر] را پوشيده نمى‏دارد مگر آنكه خداوند به روز قيامت [عيب‏] او را پوشيده مى‏دارد.

و روایات دیگر که برای رعایت اختصار از آوردن انها صرف نظر می کنیم .



[1] - سوره بقره ، آیه 187

[2] - پيام پيامبر، متن‏ عربى، ص: 590


تاریخ : جمعه 04 دی 1394
بازدید : 1453
نویسنده : rasoulshams

آثار تکدی گری :

از جمله تاثیراتی که در احادیث ائمه (علیهم السلام) برای تکدی گری و سوال از مردم بر شمرده شده است ، سه مورد می باشد که به اختصار به آنها اشاره می کنیم .

1- فقر:

پیامبر گرامی اسلام می فرماید : «وَ لَا فَتَحَ رَجُلٌ بَابَ مَسْأَلَةٍ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَابَ فَقْرٍ[1]» هیچ مردی در گدایی را به روی خود نمی گشاید ، مگر اینکه خدا در تنگدستی را بر رویش می گشاید [2].

همانطور که می بینید این حدیث ، مطلق گدایی و تکدی گری را می گوید و مقید به گدایی در حالت بی نیازی نشده است .

احادیث دیگری نیز وجود دارد که بی نیاز بودن فرد تکدی کننده را مورد توجه قرار داده است ؛ امام زین العابدین (علیه السلام ) می فرمایند : «ضَمِنْتُ عَلَى رَبِّي أَنَّهُ لَا يَسْأَلُ أَحَدٌ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ إِلَّا اضْطَرَّتْهُ الْمَسْأَلَةُ يَوْماً إِلَى أَنْ يَسْأَلَ مِنْ حَاجَةٍ[3]» از جانب خدایم تضمین می کنم که هر کس از دیگری بدون نیاز سوال (گدایی) کند ، روزی ، نیاز ، او را به سوال وا می دارد.

2- حقارت و ذلت:

یکی دیگر از تاثیراتی که در روایات ائمه (علیهم السلام) آمده است حقارت و ذلت می باشد ؛ حضرت علی (علیه السلام) :«الْمَسْأَلَةُ طَوْقُ الْمَذَلَّةِ تَسْلُبُ الْعَزِيزَ عِزَّهُ وَ الْحَسِيبَ حَسَبَهُ [4]» گدائى طوق ذلّتى است كه عزّت را از عزيزان و شرافت خانوادگى را از شريفان سلب ميكند.

3- طولانی شدن حسابرسی قیامت:

تاثیر سومی هم که می توان از احادیث برداشت نمود تاثیر اخروی گدایی و تکدی گری می باشد .

امام صادق (علیه السلام) می فرماید : «إِيَّاكُمْ وَ سُؤَالَ النَّاسِ فَإِنَّهُ ذُلُّ الدُّنْيَا وَ فَقْرٌ تَتَعَجَّلُونَهُ وَ حِسَابٌ طَوِيلٌ يَوْمَ الْقِيَامَة [5]» از سوال از مردم بپرهیزید ، چرا که آن ، در دنیا مایه ذلت و فقری است که به سوی آن می شتابید و در قیامت حسابی طولانی دارد .



[1] - مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)، ج‏1، ص: 126

[2] - مفاتیح الحیاط ، بخش سوم ، ص 556 .

[3] - اصول کافی ، ج4، ص 19 .

[4] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 361.

[5] - من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 70

 


تاریخ : پنج‌شنبه 03 دی 1394
بازدید : 1350
نویسنده : rasoulshams

تکدی گری و دین اسلام

 لِلْفُقَراءِ الَّذينَ أُحْصِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً

 نيازمندانى كه در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‏اند و نمى‏توانند مسافرتى كنند و از شدّت خويشتن‏دارى، افراد ناآگاه آنها را بى‏نياز مى‏پندارند امّا آنها را از چهره ‏هايشان مى‏ شناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمى‏خواهند.

 

یکی از معضلات اجتماعی که متاسفانه در عصر ما بسیار گسترش یافته و رشد روز افزونی نیز به خود گرفته ،  مساله «گدایی یا تکدی گری» می باشد .

تکدی گری علاوه بر ایجاد مشکلات اجتماعی (اعم از رونق گرفتن بازار فروش بچه ها و محرومیت بخشی از جامعه از تحصیل و ...)، می تواند آثار مخرب اقتصادی و حتی دینی نیز داشته باشد .

متاسفانه براثر برخی کوته اندیشی ها ، برخی ها خیال می کنند که دین اسلام با حکم به انفاق و تشویق برای آن موجب گسترش تکدی گری گردیده است ، در حالی که این فکر باطل و نشأت گرفته از ذهن نا آگاه بر آیات و روایات می باشد .

بنابه فرموده آموزه های دینی ، تکدی گری و درخواست کمک از مردم بدون نیاز ، از گناهان بزرگ است[1] که در دین مبین اسلام از آن نهی شده است و روایات بسیاری در نکوهش آن وارد شده است .

پیامبر گرامی اسلام (صل الله علیه و آله) می فرمایند : إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْحَيِيَّ الْمُتَعَفِّفَ وَ يُبْغِضُ الْبَذِيَّ السَّائِلَ الْمُلْحِفَ [2].

 همچنین امام محمد باقر (علیه السلام) از پیامبر (صلوات الله علیه و آله) نقل می فرمایند : « لَا تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِيٍّ وَ لَا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيٍّ وَ لَا لِمُحْتَرِفٍ وَ لَا لِقَوِيٍّ [3]»براى ثروتمند و شخصى كه اندامى استوار و توانا و بى‏عيب و درد دارد، و آدمى كه پيشه‏اى دارد، و فرد نيرومند گرفتن صدقه حلال نيست.

در سوره بقره آمده است: «لِلْفُقَراءِ الَّذينَ أُحْصِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ[4]»

(انفاقِ شما، مخصوصاً بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته‏اند (و توجّه به آيين خدا، آنها را از وطنهاى خويش آواره ساخته و شركت در ميدانِ جهاد، به آنها اجازه نمى‏دهد تا براى تأمين هزينه زندگى، دست به كسب و تجارتى بزنند) نمى‏توانند مسافرتى كنند (و سرمايه‏اى به دست آورند) و از شدّت خويشتن‏دارى، افراد ناآگاه آنها را بى‏نياز مى‏پندارند امّا آنها را از چهره‏هايشان مى‏شناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمى‏خواهند. (اين است مشخّصات آنها!) و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است.

این آیه علاوه بر نشان دادن بهترین نوع انفاق ، قبح تکدی گری و دست دراز کردن جلوی مردم را می رساند.

در تفسیر نمونه می خوانیم که : «اگر قرآن مى‏گويد:" آنها با اصرار سؤال نمى‏كنند" مفهومش اين نيست كه بدون اصرار سؤال مى‏كنند»بلکه آنها اصلا درخواست نمی کنند[5].

بنابراین از آیه و روایاتی که نقل شد می توان نتیجه گرفت که ، دین اسلام با دقت نظر تمام همراه بیان فضیلت انفاق و توصیه بر آن ، با تکدیگری و گدایی سخت مخالف و مقابله می فرماید.

به خاطر رعایت  اختصار مطالب ، عوامل تکدی گری و آثار آن در نوشته های بعد (انشاالله) خدمت دوستان بیان خواهد شد .



[1] - تفسیر نمونه ، ج2 ، ص358

[2] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏68، ص: 270

[3] - معانی الاخبار ، ص 262

[4] - سوره بقره ، 273

[5] - تفسیر نمونه ، ج2 ، ص358


تاریخ : چهارشنبه 02 دی 1394
بازدید : 1401
نویسنده : rasoulshams

انتقاد پذیری در قرآن

فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ

پس بندگان مرا بشارت ده! همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.

 

یکی از فضایل اخلاقی که در قرآن و احادیث ائمه (علیهم السلام) برآن تاکید گردیده و آثار فراوانی برای آن ذکر شده است ، انتقاد پذیری یا پذیرش قول حق می باشد .

 به عنوان نمونه قرآن حکیم انتقاد پذیری را به عنوان یکی از نشانه های انسان های خردمند شمرده و می فر ماید : «...فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ [1]» پس بندگان مرا بشارت ده! * همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.

در مقابل آن (، برخلاف تصور و گفته برخی افراد که انتقاد پذیری را یکی از نشانه های عدم ثبات شخصیتی افراد و ضعف اعتماد به نفس می دانند) عدم پذیرش انتقاد را یکی از صفات کفار («وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ [2]» و هنگامى كه به آنان تذكّر داده شود، هرگز متذكّر نمى‏شوند! ) و افراد غافل («وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ[3]»و گوشهايى كه با آن نمى‏شنوند آنها همچون چهارپايانند بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چرا كه با داشتن همه‏گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند)!) می شمارد .

علاوه بر آیات در احادیث نیز بر انتقاد پذیر بودن تاکید بسیاری شده است ، امام موسی کاظم (علیه السلام) می فرمایند : «وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِينَ يُعَرِّفُونَكُمْ عُيُوبَكُمْ وَ يُخْلِصُونَ لَكُمْ فِي الْبَاطِ[4]»  و يك قسمت براى معاشرت با برادران و دوستان مورد اعتمادى كه عيبهاى شما را گوشزد شما ميكنند و در باطن به شما علاقه دارند.

امام (علیه السلام) بر شیعیان خود توصیه می فرمایند که ، وقت خود را چهار قسمت کنند و یک قسمت را برای معاشرت با دوستانی که از آنها انتقاد می کنند ، صرف نمایند و این نشان دهنده اهمیت انتقاد پذیری و قابل توجه بودن آثار مترتبه برآن می باشد.

از دوستان عزیز تقاضا دارم که انتقادات و پیشنهادات خود را در زیر مطلب بنویسند ، حتما می خونم و به دیده منت می پذیرم .



[1]- سوره زمر ، آیه 17و18

[2] - سوره صافات ، آیه 13

[3] - سوره اعراف ، آیه 179

[4] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏75، ص: 321


تاریخ : سه‌شنبه 01 دی 1394
بازدید : 540
نویسنده : rasoulshams

ارزش تبلیغ در دین اسلام :

خداوند متعال در قرآن کریم گفتاری را که انسان ها را دعوت به سوی خداوند متعال و حق می کند بهترین گفتار معرفی کرده و می فرمایند : « وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّني‏ مِنَ الْمُسْلِمينَ ؛ چه كسى خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به سوى خدا مى‏كند و عمل صالح انجام مى‏دهد و مى‏گويد: «من از مسلمانانم»»(فصلت ، 33)

در تفسیر نمونه در تفسیر این آیه می خوانیم : گرچه آيه به‌صورت استفهام است، ولى پيدا است كه استفهام انكارى است، يعنى هيچكس سخنش از داعيان به سوى اللَّه و مناديان توحيد بهتر نيست، همان مناديانى كه با عمل صالح خويش دعوت زبانى خود را تاكيد و تثبيت مى‏كنند، و با اعتقاد به اسلام و تسليم در برابر حق بر عمل صالح خويش صحه مى‏گذارند.

اين آيه با صراحت، بهترين گويندگان را كسانى معرفى كرده كه داراى اين سه وصفند: دعوت به اللَّه، عمل صالح، و تسليم در برابر حق.

« در حقيقت چنين كسانى علاوه بر سه ركن معروف ايمان، اقرار به لسان، عمل به اركان، و ايمان به جنان (قلب) بر ركن چهارمى نيز چنگ زده‏اند و آن تبليغ و نشر آئين حق و اقامه دليل بر مبانى دين و زدودن آثار شك و ترديد از قلوب بندگان خدا است. اين مناديان با اين چهار وصف بهترين مناديان جهانند».(مکارم شیرازی ، 1374 ش،20 ، 278)

به نظر می رسد که این تعبیرات بهترین تعبیر برای روشنتر شدن بیشتر مفهوم این آیه می‌باشد و همچنین آیه بهترین بیان برای نشان دادن اهمیت تبلیغ همراه با عمل می‌باشد .

به درخواست دوستان سند نوشته ها ا به صورت آزمایشی در مقابلشان نوشتم در این مورد هم نظر بدین .


تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1394
بازدید : 979
نویسنده : rasoulshams

فلسفه و هدف ازدواج از منظر اسلام

وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

و از نشانه‏ هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرارداد در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند.

به صورت كلي فلسفه و هدف ازدواج از منظر اسلام را در سه امر می‌توان جستجو كرد: كمال، آرامش و بقاء نسل هرچند كه فوايد زيادي بر آن مترتب است كه در ادامه بحث به اختصار اشاره نموده‌ایم .

1- مسير كامل شدن:

یکی از فلسفه‌های ازدواج که می‌توان آن را از فرموده‌های ائمه به دست آورد اکمال دین است .

پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) : «مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي النِّصْفِ الْآخَرِ أَوِ الْبَاقِي[1]»هر گاه كسي ازدواج كند، نصف دين را كامل كرده است و براي (حفظ) نصف ديگر بايد تقواي خدا پيشه كند.

علاوه بر اکمال دین ، شخصيت انسان پس از ازدواج به يك شخصيت اجتماعي تبديل می‌شود. زيرا در پرتو ازدواج و زندگي مشترك خود را به شدّت مسئول حفظ همسر و تأمین نيازهاي زندگي و تربيت فرزندان آينده تلقي ميكند و تمام هوش و ابتكار و استعدادهاي خود را به كار می‌گیرد. بنابراين می‌توان ازدواج را ماية رشد و كمال انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونهاي آفريده كه بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف كامل می‌شود. هر كدام از دو جنس از نظر روحي و جسمي به هم وابسته‌اند و با قرار گرفتن در كنار هم يكديگر را تكميل می‌کنند.

2- آرامش:

مهم‌ترین نيازي كه بر اثر ازدواج تأمین می‌شود نياز به آرامش و احساس امنيت و آسودگي است. اين نياز كه در سرشت آدمي ريشه دارد چنان مهم است كه خداوند در بيان فلسفه ازدواج می‌فرماید :« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[2]» و از نشانه‏ هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرارداد در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند.

در اوايل جواني احساس تنهایی بيهودگي و نداشتن پناهگاه انسان را فرا می‌گیرد ازدواج و قرار گرفتن در كنار همسري شايسته و دلسوز اين احساس را از بين می‌برد و او را به آرامش روحي می‌رساند. اين احساس آرامش به ثبات فكري و روحي، وقار، احساس ارزشمندي و لذّت می‌انجامد.

3- بقاء نسل:

يكي از ثمرات بزرگ ازدواج، وجود فرزند و بقاي نسل آدمي است.

خداوند متعال می‌فرماید :« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً» اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت .

همچنین در مورد انتشار و بقای نسل می‌فرماید : «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنينَ وَ حَفَدَةً [3]» خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرارداد و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هايى به وجود آورد.

 توليد و تكثير نسل را نبايد كوچك و بي اهميّت شمرد. زيرا هدف آفرينش جهان، وجود انسان و پرورش و تكامل اوست. «توليد و پرورش انسانهاي خداپرست، نيكوكار و صالح، مطلوب خداي جهان آفرين است.[4]»



[1] - اصول کافی ، ج5، ص 328

[2] - سوره روم ، آیه 21

[3] - سوره نحل ،آیه 72

[4] - مظاهري، علي اكبر، (1374) ، جوانان و انتخاب همسر، چاپ سوّم ، ناشر دفتر تبليغات اسلامي، ص134-148


تاریخ : یکشنبه 29 آذر 1394
بازدید : 1218
نویسنده : rasoulshams

اعتدال در سخاوت

«وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً [1]»

هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى!

 دین اسلام دین اعتدال و میان روی می باشد[2] و دینی است که افراط و تفریط را حتی در امر پسندیده ای مانند سخاوت نیز مذموم می داند .

در این آیه خداوند متعال دستور به اعتدال در بخشش و انفاق داده و با تعبیری زیبا « لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ » از عدم انفاق و تفریط در انفاق نهی می کند ، یعنی مانند بخیلان نباش که گویی دستانشان را با غل و زنجیر بر گردنشان بسته اند و قادر به کمک و انفاق نیستند [3].

همچنین با تعبیر« لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ » دستور بر پرهیز از افراط و زیاده روی در انفاق می دهد [4].

بعد خداوند متعال به علت این دستور اشاره فرموده است : « فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً »

با توجه به ترتیب بیان علت دو مورد به ذهن می رسد :

1-    اینکه لف و نشر مرتب به کار رفته است ؛ یعنی « مَلُوماً » (مورد ملامت و سرزنش [5]) علت برای جزء اول آیه «و لا تجعل ...» باشد چراکه افراد بخیل دائم مورد سرزنش و نکوهش و ملامت مردم قرار می گیرند .

و «محسورا» (در اصل معنى كنار زدن لباس و برهنه ساختن قسمت زير آن است، به همين جهت" حاسر" به جنگجويى مى‏گويند كه زره در تن و كلاه‏خود بر سر نداشته باشد. به حيواناتى كه بر اثر كثرت راه رفتن خسته و وامانده مى‏شوند، كلمه" حسير" و" حاسر" اطلاق شده است، گويى تمام گوشت تن آنها يا قدرت و نيرويشان كنار مى‏رود و برهنه مى‏شوند[6]) علت برای جزء دوم آیه یعنی« لا تبسطها ...» می باشد ، چرا که به نظر می رسد اگر فرد در بخشش میانه روی و اقتصاد را رعایت نکند تمام دارایی خود را از دست می دهد و در کار خود و اهل خود در مانده می گردد [7].

2-    احتمال دوم اینکه این دو علت برای هر کدام باشد به این معنی که از بخل ورزیدن و تفریط در انفاق و یا اسراف کردن و افراط در انفاق پرهیز کن ، چراکه در این صورت مورد سرزنش واقع شده و وامانده خواهی شد[8].

 


[1] - سوره اسراء ، آیه 29

[2] - سوره بقره ، آیه 143

[3] - تفسی نمونه ، ج12، ص90

[4] - همان

[5] - العین ، ج 8، ص 343 ، ذیل ماده لوم

[6] - تفسیر نمونه ، ج12 ، ص 91

[7] - ترجمه تفسیر المیزان ، ج13، ص114

[8] - ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏14، ص: 126


تاریخ : پنج‌شنبه 26 آذر 1394
بازدید : 1490
نویسنده : rasoulshams

7 - خوب گوش دادن به طرف مقابل

الّذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه اولئک الّذین هدیهم الله و اولئک هم اولواالألباب[1]». همان كسانى كه سخنان را مى‏شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.

خداوند متعال در قرآن کریم خوب گوش دادن را یکی از صفات خردمندان و هدایت یافتگان بیان می فرماید

همچنین حضرت علی (علیه السلام) در حکمت 289 در وصف یکی از دوستانش می فرماید : «وَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْكَلَامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ وَ كَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ [2]» «اگر در سخن گفتن بر او پيشى مى گرفتند در سكوت مغلوب نمى گرديد و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود » این آیات و روایات همگی نشان دهنده اهمیت خوب گوش دادن می باشد .

برخی از مشکلاتی که بین زوجین به وجود می آید ، ریشه در عدم توانایی در گوش دادن دارد ، چراکه گفت و گو که یکی از راه های مهم در حل مشکلات است ، متشکل از دو عنصر می باشد ؛ سخن گفتن و به سخن گوش دادن ، اگر اولی به نحو احسن با تمام ظرافتها و دقتهای عقلی و دینی انجام شود ولی عنصر دوم وجود نداشته باشد ، نمی توان انتظار داشت که مشکلی حل گردد .

قرآن کریم می فرماید وقتی از دوزخیان در مورد علت هلاکت و جهنمی شدنشان پرسیده می شود می گویند : «وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في‏ أَصْحابِ السَّعيرِ [3]»و مى‏گويند: «اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقّل مى‏كرديم، در ميان دوزخيان نبوديم!»

پس یادتان باشد اکثر مواقع گوش دادن است که کارها را درست می کند نه حرف زدن .

یادتان باشد اکثر مواقع گوش دادن است که کارها را درست می کند نه حرف زدن .


[1] - سوره زمر، آیه 18

[2] - نهج البلاغه ، حکمت 289، ترجمه محمد دشتی

[3] - سوره ملک ، 10


تاریخ : چهارشنبه 25 آذر 1394
بازدید : 3239
نویسنده : rasoulshams

6-رعایت اصول اخلاقی

 

« وَ قُلْ لِعِبادي يَقُولُوا الَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُ [1]»به بندگانم بگو: «سخنى بگويند كه بهترين باشد! چرا كه (شيطان بوسيله سخنان ناموزون)، ميان آنها فتنه و فساد می ‏كند ».

خداوند متعال در قرآن کریم بندگان خود را به سخن گفتن به بهترین روش و با رعایت تمام اصول اخلاقی توصیه نموده و می فرماید: شیطان در پی فرصتی است تا میان آنها فتنه و فساد بی اندازد.

می توان گفت ارزشمند ترین پیوند و ارتباطی که در قرآن کریم به آن اشاره شده ، ازدواج و ارتباط زناشویی است ، که از اهمیت و ارزش فراوانی برخوردار است و توصیه های فراوانی برای تحکیم و تلاش برای صمیمیتر و بادوامتر شده آن شده .

در این میان گفت و گو که ابزار مهم ارتباطی و ابراز احساسات و عشق میان زن و شوهر می باشد ، به دلیل نقش مهمش در ایجا صمیمیت و آرامش میان زن و شوهر ، اهمیت فوق العاده می یابد ، بنابراین زن و شوهر باید تلاش کنند با رعایت نکات و اصولی که دین مقدس اسلام بیان می فرماید ، ارتباطی کلامی صحیح و سازنده با هم برقرار نمایند .

در چند نوشته گذشته به چند اصل از اصول ارتباط صحیح کلامی اشاره کردیم تا نوبت به «رعایت اصول اخلاقی در گفت و گو » رسید .

چند مورد از ارزشهای اخلاقی که باید رعایت گردد :

1- پرهیز از توهین و تحقیر طرف مقابل :

در دین اسلام بسیار توصیه شده است که با دیگران نیکو سخن بگویید و از تحقیر آنها بپرهیزید  . امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : « مَنْ أَنَّبَ مُؤْمِناً أَنَّبَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَ » هر كه مؤمنى را سرزنش كند، خدا او را در دنيا و آخرت سرزنش كند .

2- پرهیز از بد گویی از خانواده همسر :

خانواده همسر شما ، خانواده ای است که چندی پیش آنها را پسندیده اید تا حدی که حتی با یکی از اعضای آن خانواده وصلت نموده اید ؛ حال چطور شده است که از آن خانواده بد گویی می کنید ؟

بد گویی از خانواده همسر برخلاف تصورتان موجب نفرت فرد از خانواده اش نمی گردد ، بلکه این توهین و سرزنشها باعث شکسته شدن غرور همسرتان و ایجاد کینه و عداوت بین خودتان می گردد ؛ امام صادق (علیه السلام ) می فرمایند: « وَ لَا تُكْثِرِ الْعِتَابَ فَإِنَّهُ يُورِثُ الضَّغِينَةَ وَ يُجَرُّ إِلَى الْبِغْضَ[2]» از سرزنش زیاد بپرهیز که موجب کینه و دشمنی می گردد.

شاید این توهین و تحقیر تلاش شیطان است تا میان شما فتنه و فساد بی اندازد ؛ خداوند متعال می فرماید : «وَ قُلْ لِعِبادي يَقُولُوا الَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُ»به بندگانم بگو:«سخنى بگويند كه بهترين باشد! چرا كه (شيطان بوسيله سخنان ناموزون)، ميان آنها فتنه و فساد می كند ».

علاوه بر ایجاد بغض و کینه میان شما و همسرتان موجب می گردد ، مقداری از نفوذ خود را بر روی همسر از دست بدهید ؛ چرا که از این به بعد او در جبهه خانواده اش خواهد جنگید و هر حرفی را از شما نخواهد پذیرفت ؛ بنابراین مراقب توصیفاتی که از خانواده همسرتان می کنید باشید .

3- پرهیز از به کار بردن الفاظ زشت :

سعی کنید در گفت وگوهای خود عفت کلام را رعایت کنید و اگر با فحاشی روبرو شدید به دستور قرآن حکیم توجه کنید که در بیان صفات مومنان می فرماید : « وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً [3]» و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مى‏گذرند.

چرا که فحش و ناسزا گویی یا به مطلق به کار بردن الفاظ زشت موجب طرد شدن از جنت و بهشت الهی می گردد چنانچه که پیامبر گرامی اسلام می فرمایند : « إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى كُلِّ فَاحِشٍ بَذِيٍّ قَلِيلِ الْحَيَاءِ لَا يُبَالِي مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ [4]» همانا خداوند متعال بهشت را بر فحاش و هرزه گوى کم حیائى که باک ندارد چه میگوید و چه مى‏شنود حرام است.

علاوه بر اینکه باید از الفاظ زشت و ناپسند پرهیز کنند ، باید از کلماتی که نشان دهنده عشق و علاقه نسبت به یکدیگر است استفاده نمایند .

4- نرم سخن گفتن :

خداوند متعال زمانی که حضرت موسی را به سوی فرعون می فرستد ، می فرماید : «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‏[5]» اما بنرمى با او (فرعون) سخن بگوييد شايد متذكّر شود، يا (از خدا) بترسد .

زمانی که باید در مقابل فرد کافر و جباری مانند فرعون سخن نرم بگوییم ، تا شاید متذکر شود یا از خدا بترسد ؛ پس به یقین باید سخن لَیِن و نرم را در گفت و گوی خود با همسر ، هرچقدر هم که بد باشد رعایت کنیم .



[1] - سوره اسراء ، آیه 53

[2] - تحف العقول عن آل الرسول ، ص84

[3] - سوره فرقان ، آیه 72

[4]  -بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏60، ص 207 .

[5] - سوره طه ، آیه 44


باسلام خدمت شمادوستان عزیز ازاینکه به وبلاگ اومدین متشکرم

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران