فرهنگ برتر


فرهنگ بهتر زیستن


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 20 اسفند 1394
بازدید : 1235
نویسنده : rasoulshams

میوه هایی برای سم زدایی

ما به دلیل وجود سموم در اطرافمان باید به طور مرتب به فکر پاکسازی و تمیزی اندام های داخلی بدن باشیم. در این صورت است که می توان به سلامت عمومی بدن امیدوار بود. بهتر است بدانید که طبیعت مهربان مواد غذایی و میوه های مفیدی در اختیار ما قرار داده است که برای خلاص شدن از شر این سموم آسیب رسان مؤثر هستند. در این مطلب قصد داریم شما را با میوه هایی آشنا کنیم که برای رسیدن به این هدف کمک کننده اند. خوشبختانه این میوه ها امروزه به راحتی در دسترس هستند. لطفاً با ما همراه باشید.

سیب سم افکن

انواع سیب ها قدرت تحریک عملکرد کبد و کلیه ها را دارند. این میوه بهشتی و مفید همچنین برای مقابله با بیماری های قلبی عروقی مفید است. فراموش نکنید که سیب برای بهبود عملکرد دستگاه گوارش فوق العاده عمل می کند. در نتیجه با مصرف آن از مشکلاتی مانند یبوست یا اسهال نیز در امان خواهید بود. میزان بالای ترکیبات اسیدی و خنثی موجود در سیب به بدن کمک می کند تا به خوبی تمیز و پاکسازی شود. در واقع این ترکیبات باعث دفع سموم از بدن شده و میزان کلسترول خون را تنظیم می کنند.

آووکادو سم افکن

آووکادو حاوی میزان زیادی چربی تک غیراشباع است. این چربی های سالم برای کاهش کلسترول خون فوق العاده هستند. آووکادو همچنین حاوی میزان زیادی ویتامین E است که قدرت آنتی اکسیدانی بالایی دارد و به دفع سموم از بدن کمک زیادی می کند. میزان بالای پتاسیم موجود در این میوه برای مقابله با افسردگی بسیار مؤثر است. اگر احساس خستگی و بیحالی زیادی می کنید نیز می توانید به این میوه اعتماد کنید چون حاوی اسیدفولیک بوده و با پاکسازی بدن انرژی فوق العاده ای به شما می دهد.

میزان بالای ترکیبات اسیدی و خنثی موجود در سیب به بدن کمک می کند تا به خوبی تمیز و پاکسازی شود. در واقع این ترکیبات باعث دفع سموم از بدن شده و میزان کلسترول خون را تنظیم می کنند

موز سم افکن

موز حاوی خواص فوق العاده ای بوده و فواید زیادی برای بدن دارد. این میوه به تنظیم عملکرد روده ها کمک زیادی می کند. به این ترتیب که برای رفع یبوست مؤثر است. موز همچنین برای کنترل استرس و عوارض آن روی معده مانند سوزش معده و غیره فوق العاده است.

گریپ فروت سم افکن

گریپ فروت کمک بزرگی به دفع سموم از بدن و پاکسازی آن می کند. این میوه ی ترش همچنین از بروز مشکلات پوستی جلوگیری می کند. با مصرف گریپ فروت میزان زیادی ویتامین C جذب بدنتان می شود که برای تقویت سیستم ایمنی بدن فوق العاده است. اگر می خواهید از شر سرماخوردگی و دیگر بیماری های عفونی رایج خلاص شوید حتماً گریپ فروت میل کنید. این میوه همچنین برای دستگاه گوارش و دستگاه ادراری بسیار مؤثر است.

پرتقال سم افکن

پرتقال حاوی میزان زیادی فسفر بوده و برای کنترل استرس و جلوگیری از تجمع سموم در بدن به دلیل مصرف برخی مواد غذایی یا داورها مؤثر عمل می کند. اسید سیتریک موجود در این میوه تصفیه کننده است. بنابراین می توانید از این میوه برای تمیزی و پاکسازی دستگاه گوارش استفاده کنید و باکتری های مضر موجود در روده ها را دفع کنید. پرتقال قدرت ضدعفونی بالایی دارد.

آناناس سم افکن

آناناس حاوی میزان زیادی بروملین است. این ترکیب مفید برای بهبود جریان خون و همچنین گوارش و هضم غذا فوق العاده است. در واقع این میوه به جذب درست و بالای پروتئین ها در روند گوارش کمک زیادی می کند.

توت فرنگی سم افکن

توت فرنگی علاوه بر دارا بودن ویتامین C سرشار از آنتی اکسیدان ها و ریزمغذی های دیگر است. فیبرهای محلول در آب این میوه های خوشرنگ و خوشمزه به کنترل قند خون کمک زیادی می کنند. علاوه بر این توت فرنگی قدرت کاهش استرس و همچنین کاهش علائم و عوارض یائسگی را دارد.

هندوانه سم افکن

هندوانه یکی از میوه های آبدار و خوشمزه و البته پرطرفدار است. این میوه برای سم زدایی از بدن فوق العاده است. این میوه از بروز بی آبی در بدن پیشگیری می کند. چون سرشار از آب و میزان قند آن زیاد نیست. هندوانه بدون ایجاد هیچ گونه عارضه ای به بدن کمک می کند تا از سموم تلنبار شده خلاص شود. این میوه همچنین برای پیشگیری از ابتلا به برخی از سرطان ها و کاهش میزان کلسترول خون مؤثر است.

پاپایا سم افکن

پاپایا برای هضم غذا و بهبود عملکرد دستگاه گوارش فوق العاده است. در واقع این میوه باعث افزایش تولید شیره های گوارشی از طریق پانکراس می شود. یکی از این ترکیبات این میوه پاپائین نام دارد که می توان آن را یک تصفیه کننده و ملین طبیعی نامید.

یادتان باشد که با سم زدایی و پاکسازی بدن سلامت عمومی تان افزایش پیدا کرده و کیفیت زندگی تان بهبود می یابد. در واقع تمام ارگان های بدن از اثرات سم زدایی بهره مند می شوند فقط کافی است این میوه ها و در صورت امکان انواع ارگانیک آن ها را وارد برنامه ی غذایی تان بکنید.

منبع:سایت www.tebyan.net


تاریخ : شنبه 08 اسفند 1394
بازدید : 1299
نویسنده : rasoulshams

منشأ و ریشه روابط نامشروع

2-اختلاط میان زنان و مردان

مُحْصَناتٍ غَیْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ

زناکاران و دوست گیران به پنهانى نیستند.

عاملی دیگری که می توان به عنوان یکی از عوامل و ریشه روابط نامشروع از آن نام برد «اختلاط زن و مرد نامحرم» در مکانها و محیط های مختلف است، که آثار شوم بسیاری در پی دارد و متاسفانه یکی از معظلات اصلی جامعه امروزی ما به شمار می رود.

نمونه های این اختلاطها را می توان در فضای حقیقی (نه مجازی) شبکه های اجتماعی ، محیط های کاری اعم از دولتی و غیر دولتی، کلاسهای درس و غیره مشاهده نمود، اسفناکتر از این اختلاطها، موضع مردم و مسئولان (و حتی قشر مذهبی جامعه) به عنوان یک فرد مسلمان در مقابل آن است، که غالبا بسیار بی تفاوت و در برخی موارد حتی تأییدگرانه به نظر می رسد.

 

چگونه در جامعه اسلامی اختلاط میان زن و مرد عادی می شود؟

برخی از دولت مردان و فرهنگ سازان، با الگو قرار دادن سبک زندگی غربی در مقابل سبک زندگی اسلامی و (به تعبیر عوام فریبانه) با ایجاد صلح و آشتی میان این دو فرهنگ متضاد در بسیاری از موارد، به خیال خود، مقام زن را تکریم می کنند؛ در حالی که شدیدترین و مهلک ترن ضربه را به مقام زن و زنان جامعه اسلامی بلکه به زنان کل دنیا می زنند.(انشاالله در نوشته ای جداگانه این موضوع را بررسی خواهیم نمود.)

خداوند متعال در دو جای قرآن حکیم دوستی میان نامحرمان را مورد عتاب و این عمل را مورد سرزنش قرار دده است.

در آیه 5 سوره مائده می فرماید : « الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُم ... وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدانٍ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ[1]» امروز زنان پاکدامن از اهل کتاب براى شما حلال هستند، هنگامى که مهریه آنها را بپردازید و پاکدامن باشید. هرگز مبادرت به زنا نکنید و دوست پنهانى و نامشروع نگیرید هر کس بآنچه ایمان آورده کفر بورزد و مخالفت کند، اعمال نیکش باطل و بى اثر میگردد و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.

همچنین در آیه 25 سوره نساء می فرماید: «مُحْصَناتٍ غَیْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ[2]» زناکاران و دوست گیران به پنهانى نیستند.

این آیه خطاب به مردان است که می فرماید با زنان آزاد و کنیز پاکدامن ازدواج کنید نه آنهایی که زناکار یا اهل دوستی های پنهانی با نامحرمان هستند.

به نظر می رسد، وجه مقید کردن دوستی ها نامحرمان به پنهانی این می باشد که به خاطر قبح این عمل اکثر افراد (حتی در جوامع غیر اسلامی هم که میزان دوستی های میان نامحرمان زیاد است) آن را پنهان می کنند و اگر آشکارا باشد ادعا می کنند که دوستی سالم است (هر چند که این دوستی که موجب کاشته شدن محبت نامحرمان در دل یکدیگر می گردد جای تأمل دارد).

همچنین در تقبیح و حرمت اختلاط میان زن و مرد نامحرم احادیث فراوانی داریم که چند نمونه را ذکر نموده و توضیح می دهیم .انشاالله

حضرت پیامبر(صلوات الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «مَنْ جَالَسَ النِّسَاءَ فَلَا بُدَّ لَهُ مِنَ الزِّنَاءِ وَ لَا بُدَّ لِلزَّانِی مِنَ النَّارِ[3]» هر که با زنان (نامحرم) بنشیند ناچار گرفتار زنا شود و زناکار اهل آتش است .

پیامبر (صلوات الله) در این بیان نورانی یکی از آثار تفکیک نا پذیر اختلاط و نشست و برخاست مردان با زنان را، افتادن در دام روابط نامشروع عنوان می فرمایند؛ البته قابل ذکر است که منظور از اختلاط و نشست و برخاست در این حدیث وجه غیر معمول و خارج از اعتدال آن است نه وجه شرعی آن مانند روابط کاری، خانوادگی و ....

همچنین در روایت دیگری از پیامبر (صلوات الله) نقل شده است که فرمودند : «لَا یَخْلُوَنَّ رَجُلٌ بِامَرَأَةٍ فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا شَیْطَانٌ [4]» هیچ مردى با زنى خلوت نمى‏کند مگر آنکه شیطان سوّمین آنان است.

به نوعی می توان گفت که این حدیث بیان کننده و توضیح دهنده حدیث قبلی است .

وجه این که دلالت این حدیث بر موضوع بجث ما این است که خلوتگاه زن و مرد نامحرم مکان حضور شیطان است و شیطان بر چیزی ترغیب و تشویق نمی کند مگر بر گناه؛ بنابراین برای اینکه انسان در دام بلا گرفتار نشود عاقلانه است که مقدمات آن را ترک کند و زمینه را برای حضور شیطان فراهم نکند.

ذکر این آیات و احادیث از باب نمونه بود و مطالعه بیشتر در این زمینه بر عهده خود افرادی که دنبال خوشبختی دهیوی و اخروی هستند گذاشته می شود .

جهت مطالعه بیشتر مراجعه کنید به :

  1. نسیمی از بهشت ، اسدالله محمدی نیا
  2. روابط دختران و پسرا ، اسدالله محمدی نیا
  3. نگاه تا گناه ، ابوالقاسم حسینی
  4. رازهای ارتباط با جنس مخالف ، مسلم داوودی نژاد

ادامه دارد ...

 

[1] - سوره مائده ، آیه 5

[2] - سوره نساء ، آیه 25

[3] - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 195

[4] - مستدرک‏الوسائل، ج14، ص266 .  


تاریخ : شنبه 01 اسفند 1394
بازدید : 484
نویسنده : rasoulshams

منشأ و ریشه روابط نا مشروع

1- نگاه به نامحرم

قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ * وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ

و بر مردان مومن بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند»

و بر زنان با ایمان بگو :«دیده فرو بندند و پاکدامنی ورزند»

اولین و مهمترین عاملی که باعث افتادن در دام شیطان و مرتکب شدن عمل زشت می گردد«نگاه کردن به نامحرم» است که در احادیث به عنوان تیری از تیرهای زهرآلود شیطان معرفی شده است.

 

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ مَنْ تَرَکَهَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا لِغَیْرِهِ أَعْقَبَهُ اللَّهُ إِیمَاناً یَجِدُ طَعْمَهُ[1]» نگاه به نامحرم تیری از تیرهای زهرآگین شیطان است، هرکس از ترس خدا از آن بپرهیزد خداوند در پاداش ایمانی به او می دهد که شیرینیش را در قلبش احساس کند.

 

کاری که زهر می کند به طور کلی این است که تمام بدن را مسموم می کند، فکر را از کار می اندازد ، اندام را از کار می اندازد و ....

کاری که نگاه به نامحرم با انسان می کند نیز همینطور است، بدن را مسموم می کند، قدرت تفکر را از انسان می گیرد و انسان نمی تواند بر عاقبت عمل خود بیاندیشد ، اندام مانند دست و پا و قلب را از کنترل انسان خارج می سازد و در نهایت در هر کاری تمرکز و اخلاص را از انسان می گیرد و اینگونه می شود که دچار آسیب های روحی و جسمی میگردد و در نهایت شیرینی ایمان را هرگز نمی چشد.

 

البته بر خلاف تصور برخی ها، فرو بستن چشم فقط برای مردان نیست بلکه زنان نیز باید از نگاه به نامحرم اجتناب کنند اما به دلیل جذابیت بیشتر زنان، مردان باید بیشتر مراقب نگاه خود باشند؛ همانطور که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ * وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ[2]» و بر مردان مومن بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند»* و بر زنان با ایمان بگو :«دیده فرو بندند و پاکدامنی ورزند».

 

کلمه" غض" به معناى روى هم نهادن پلک‏هاى چشم است[3].

همانطور که می بینید دستور فرو بستن نگاه از نامحرم هم برای مردان تشریع شده است، هر چند که این حکم برای مردان مقدم شده است.

 

جهت مطالعه بیشتر مراجعه کنید به :

1- ترجمه تفسیر المیزان، ج‏15، ص: 155

2- نسیمی از بهشت ، اسدالله محمدی نیا

3 – طرائف الحکم- اندرزهای ممتاز ، آیت الله استاد احمد آشتیانی

4- علل الشرایع ، شیخ صدوق

ادامه دارد ...


[1] - من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص 18

[2] - سوره نور ، آیه 30و31

[3] -  ترجمه المیزان، ج‏15، ص: 154

 

تاریخ : سه‌شنبه 22 دی 1394
بازدید : 4719
نویسنده : rasoulshams

روابط مشروع و نامشروع

لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ وَ اتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيداً

بر زنان، (نداشتن حجاب) در مورد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرشان و ديگر زنان مسلمان و كنيزانشان گناهى نيست، و تقواى الهى پيشه كنيد زيرا خداوند بر هر چيزى گواه است.

 

یکی از معضلات و مسائل مهم جوامع غربی که به علت سیاستهای اشتباه حاکمانشان دامنگیرشان شده است و هر روز بر قربانیان خود می افزاید «روابط نامشروع» (یا آزادی های بی قید و بند) می باشد، که هر روز افراد بیشتری را در باتلاق انحطاط و افسردگی و بسیاری از مشکلات دیگر فرو می برد .

اما آنچه که اهمیت دارد این است که متاسفانه کشورهای اسلامی از آسیبهای این بحران در امان نیستند ، چرا که در سالیان متمادی مخصوصا سالهای اخیر دشمنان دین ، آزادی و معنویت، خواب های پریشانی برای جوامع اسلامی می بینند و سعی می کنند از راههای مختلف فرهنگ خود در جوامع اسلامی وارد کرده و رواج دهند؛ مخصوصا در جمهوری اسلامی ایران که امروزه پرچمدار اسلام ناب محمدی (صل الله علیه و آله) می باشد .

این هدف به صورت مستمر و با ابزاری خاص و البته برنامه ای دقیق و با هدف به انحطاط و انزوا کشاندن جوامع اسلامی و انحر اف آنان از مسیر تکامل و رشد در امورد دنیوی و معنوی ، بر مسیر فساد، تباهی و سیاهی، در حال اجرا و تزریق شدن می باشد و متاسفانه برخی جوانان به دلیل عدم آگاهی از تبعات و مشکلات ناشی از آن، این فرهنگ را به عنوان فرهنگ زندگی متمدن پذیرفته و کورکورانه از آن پیروی می کنند .

این موضوع به دلیل اهمیت فوق العاده اش نیازمند توجه و نگاه موشکافانه مسولان و مردم ، مخصوصا جوانان می باشد(،که به عنوان اولین جامعه هدف این حمله مطرح هستند)؛ تا با رصد به موقع، هوشیارانه، آگاهی لازم و البته برنامه ای دقیق، بتوان در مقابل این سیل هجوم مقاومت نموده و از نفوذ آن جلوگیری نمود .

با این مقدمه اهمیت اقدام برای رفع هر چه سریعتر این معضل و دفع و جلوگیری از ورود آن روشن می شود.

انشاالله در چند نوشته بر موضوع روابط نامشروع در محورهای زیر خواهیم پرداخت :

1-    حرمت روابط نامشروع

2-    عوامل و منشا پیدایش این روابط

3-    آثار و آسیب های این روابط

حرمت روابط نامشروع در دین مقدس اسلام:

اولین موضوع ، دانستن حکم روابط بین نامحرمان و مرز روابط مشروع و نا مشروع می باشد، تا با آگاهی به آنها بتوانیم ، الگوی رفتاری خود را در روابط با نامحرمان ترسیم نموده و طبق آن ارتباطات خود را مدیریت نماییم.

به علت رعایت اختصار مطلب تنها به ذکر کلیاتی که در برخی از آیات و روایات آمده است بسنده می کنیم و احکام تفصیلی را ارجاع می دهیم به رساله های مراجع معظم تقلید، که هر کس می تواند از رساله مرجع خود آنها را به دست آورد یا از طریق سامانه پیامکی (30009640) سوال نماید یا به سایت :  www.pasokhgoo.ir، www.hawzah.net  یا سایتهای معتبر دیگر ، مراجعه نماید .

دین اسلام به عنوان دین کامل که برای تمامی مراحل زندگی بشری برنامه دارد ، در این موضوع نیز احکامی بر مبنای توجه به نیازهای مردان و شخصیت انسانی زنان صادر کرده و حدود روابط را مشخص نموده است.

 در دیدگاه اسلام صرف ارتباط میان زن و مرد نامحرم ممنوعیتی ندارد، بنابراین زنان و مردان نامحرم می توانند با رعایت اصول اخلاقی و توجه به شخصیت انسانی باهم ارتباط داشته باشند [1]و حرمت آن در شرایط خاصی است .

البته اگر احکام گفته شده دین مقدس اسلام اجرا شود، می توان گفت که ازدواج آغاز آزادی و رهایی می باشد برخلاف فرهنگ غربی که ازدواج را آغاز محرومیت و محدودیت معرفی می نماید .

بنابراین احکام روابط دارای کلیاتی است که خداوند متعال در آیات مختلف آنها را بیان فرموده است و احادیث مختلف به شرح ، تفسیر و تفصیل آنها پرداخته اند .

خداوند متعال در چندین آیه قرآن کریم از جمله این آیه محارم را بیان می فرماید: «لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ وَ اتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيداً[2]» بر زنان، (نداشتن حجاب) در مورد پدرانشان و پسرانشان و برادرانشان و پسران برادرانشان و پسران خواهرشان و ديگر زنان مسلمان و كنيزانشان گناهى نيست، و تقواى الهى پيشه كنيد زيرا خداوند بر هر چيزى گواه است.

خداوند متعال در آیه فوق ، محرمهای زنان را می شمارد تا با پایبندی به آن تقوای الهی را پیشه سازند و از حدود الهی تجاوز نفرمایند .

1-    پدران (پدر خود زن و پدر بزرگهایش هر چه بالا روند)

2-    پسران (پسران خود زن و نوه های پسر چه دختر و چه پسری)

3-    برادر

4-    پسران برادر

5-    پسران خواهر

6-     دیگر زنان و کنیزان مسلمان .

ادامه دارد ...



[2] - سوره احزاب ، آیه 55


تاریخ : دوشنبه 21 دی 1394
بازدید : 1114
نویسنده : rasoulshams

سوال :

چرا كافران و غير خداپرستان در دنيا بيشتر در رفاهند و اهل دين و اعتقاد مشكلات بيشتري دارند چرا بعضي اتفاقات مانند نباريدن باريدن باران را نتيجه گناهان مي دانيم در حالي كه در برخي جاها كه غرق گناهند ازاين مشكلات كمتر دارند؟

جواب :

نكته مهم آنست كه بايد ديدمعني رفاه چيست؟آيا داشتن پول زياد ويا داشتن خانه وماشين و...رفاه وخوشبختي است؟بايد بررسي كرد كه هدف از آفرينش انسان با اين خصوصيات وتوانمندي چه بوده است؟آيا صرف پرورش جسم وتامين لذتهاي آن رفاه وخوشبختي وسعادت است؟علاوه بر اينكه از كجا مجرمان وگناه كاران در رفاه اند؟آنها بدليل نداشتن پشتوانه معنوي واميد واقعي به آينده,از خوشي واقعي بي بهره اندوترس ودلهره بر آنها مستولي است,زيرا علاوه بر ترس از مجازات دنيوي نسبت به آخرت خود نيز نگرانند.
نكته ديگر آن است كه بسياري از گرفتاري هاي مومنان در اثر بي برنامگي وتنبلي است كه نبايد به حساب خداوند گذاشت,شاهد آن اينست كه مومنان عاقل وكامل هم خوشي اين جهان را دارند وهم نسبت به آسايش جهان ديگر اميدوارند,زيرا با برنامه درست از امكانات خوب استفاده نموده اند,به اطراف خود بنگريم مي بينيم غالب مومنان وضع خوبي دارند ,اخلاق ومعنويات بر زندگي آنها حاكم است ,از زندگي لذت مي برند,لذا مي بايست گرفتاريها ومشكلات خود ساخته را جدا كردوسستي را كنار گذاشت وبا نظم وبرنامه حركت كردواز سرمايه هاي زندگي خوب بهره برداري كرد آن وقت است كه مي بينيد خوشي واقعي براي مومنان است وزندگي پر از دلهره واضطراب مجرمان ,گرچه ظاهر فريبنده داشته باشدولي از درون خراب وتاريك است.
آنها ممكن است اموال فراواني داشته باشند. ولي هر مالي بركت نيست. بركت در مسير سعادت قرار مي‎گيرد، نه هر مال.
از اين رو قرآن مي فرمايد: مبادا كافران گمان كنند مهلت ما به سود آنان است براي آنان خيري در پيش دارد . ما به آنان مهلت مي‎دهيم تا بر گناه خود بيافزايند و سرانجام عذابي دردناك و خوار كننده در پيش دارند: «وَلا يَحْسَبنَّ الَّذِين كَفروا أَنما نُملي لَهم خَير لِأَنفُسهم إِنَّما نُملي لَهم لِيَزدادوا إِثْماً وَلَهم عَذاب مُهين» آل عمران/178 قرآن در آيه ديگر به پاسخ اين شبهه پرداخته مي فرمايد: «لايَغُرُّنّك تَقلّب الَّذِين كَفروا في البِلاد مَتاع قَليلُ ثُمّ مَأويهُم جَهنَّم وبِئْس المِهاد» آل عمران/196 ـ 197 [تحولات گوناگون كافران تو را نفريبد و غمگين مباش چون ببيني كافران، شهرها و مناطقي را در تصرف وسلطه خود دارند. دنيا متاعي اندك است و پس از اين جهان، جايگاه آنان جهنم است و چه بد آرامگاهي است.] قرآن درباره نعمت مال و فرزندتبه كاران نيز مي فرمايد: «فَلا تُعجبك أَموالهم ولا أَولادهُم إِنَّما يُريدُ الله لِيُعذِّبهم بِها فِي الْحَيوةِ الدُّنيا وتَزهقَ أَنفُسهم وهُم كافِرون» توبه/55 [اموال و فرزندان آنان شمارا اي مؤمنان به شگفتي وا ندارد؛ خداوند مي خواهد با اين وسيله آنان را عذاب كند و جان آنان درحالي گرفته و از بين مي رود كه آنان كافرند.] پس مبادا بپنداريد كه اين ها وسيله رفاه و آسايش آنها است. در آيه ديگر مي فرمايد: [ما به تدريج و با مهلت آنان را به نابودي نزديك مي سازيم ، بدون آن كه بفهمند و اگر ما به آنان مهلت مي دهيم مكر و كيد حساب شده در آن نهفته است] «وَ الَّذِين كَذَّبوا بِاياتِنا سَنَستَدرِجُهم مِن حَيث لايَعلَمون وَأملي لَهُم إِنّ كَيدي مَتين» اعراف/182 ـ 183 . آية الله جوادي آملي،تفسير موضوعي قرآن ج 5 (معاد در قرآن)
سختي مومنان:
سماعه به نقل از امام صادق(ع) گفت كه آن حضرت از امام علي(ع) فرمود: همانا در كتاب علي(ع) آمده است كه همانا سخت ترين مردم از لحاظ بلا پيغمبران اند. سپس جانشينان آن ها. پس نيكوكارتران و نيكوكارتران؛ و همانا اين گونه است كه مؤمن به اندازه كارهاي نيكويش مبتلا مي گردد.
پس هر كس كه دين او درست و كار او نيكو باشد، بلاي او هم سخت خواهد گرديد، و اين بدان خاطر است كه خداوند متعال دنيا را نه ثوابي از براي مؤمن قرار داده و نه مجازاتي براي كافر؛ و كسي كه دينش اندك و عقلش ضعيف است، بلاي او هم اندك خواهد بود، و همانا سرعت بلا به سوي مؤمن پرهيزكار تندتر از باران به سوي آرامگاه زمين است.
بلا آن چيزي است كه خداوند متعال، بندگان خود را با آن ها امتحان مي كند، مانند بيماري ها و فقر، و گاه با دادن دولت و جاه و مقام بنده را امتحان مي كند.
اين نكته را بايد دانست كه نفوس انسان ها در ابتداي ظهور و تعلق به بدن ها بالقوه شامل تمام علوم و كمالات است و به مرور زمان ادراكات ضعيف در او ايجاد مي شود مانند لمس كردن و ديگر حواس ظاهري، و سپس ادراكات باطني در او ايجاد مي گردد، و اگر تحت تأثيراتي قرار نگيرد، ميل به زشتي در آن ايجاد مي گردد، تا جايي كه به حيواني درنده و شيطاني غريب تبديل خواهد شد!
براي جلوگيري از اين كار خداوند متعال دو مربي( مربي باطني يعني عقل، و مربي ظاهري يعني پيامبران) را براي تربيت آنها قرار داده است و اين دو مربي بدون كمك به يكديگر نمي توانند مؤثر واقع شوند. اين دو نعمت بزرگ را خداوند متعال اسباب تميز انسان ها از يكديگر و اسباب امتحان آنها از هم قرار داده است.
امام صادق(ع) فرمود: حتمي است براي مردم كه خالص شوند و امتحان گردند و از يكديگر تميز داده شوند و غربال گردند و مردمان بسياري در غربال استخراج شوند.
بر اساس روايات مختلف روشن مي شود كه هر بخشش و توسعه اي و هرمنعي و هر امر و نهي اي براي امتحان است؛ و نيز برانگيخته شدن پيامبران و ارسال كتاب هاي آسماني براي جدا شدن بدكاران از نكوكاران و بدبختان از خوشبختان است، تا در اين امتحان حجت الهي بر مردم تمام شود، زيرا خداوند به همه چيز آگاه است.
شدت ابتلاي پيامبران و اوصيا و مؤمنان
هرعملي كه از انسان سر مي زند و هر لذتي كه انسان مي برد، اثري در نفس بر جاي مي گذارد و هر چه شخص در لذت ها بيش تر غوطه بخورد، علاقه اش به دنيا بيش تر مي گردد و به همان اندازه از آخرت غفلت مي ورزد تا جايي كه توجه او از خداوند و آخرت كلاً سلب مي گردد.
از سوي ديگر هر گاه انسان از پديده اي بدي و سختي هايي ملاحظه كند، از آن متنفر ورويگردان مي شود، و سعي مي كند آن را از خود دور سازد. بر اساس همين مطلب هر گاه انسان از اين عالم بلاها و دردها و سختي ها ديد طبيعتاً از آن متنفر مي شود، دلبستگي او به اين دنيا كم مي شود، سعي مي كند از آن روحاً كوچ كند و دل به سراي ديگر بفرستد.
لذا هر چه عنايت خداوند متعال به بنده اي بيش تر باشد، موج هاي بلا را بيش تر متوجه او مي كند تا اين كه روح اين بنده از دنيا و زخارف و زينت هاي آن منصرف گردد.
آينه( خداوند متعال) او را از دنيا پرهيز مي دارد، همان طور كه طبيب مريض را ( پرهيز مي دارد).
همچنين عنايات ازلي خداوند متعال به انبيا و اوليا به خاطر آن است كه خداوند آگاهي دارد كه آن ها در زمان تكليف او را اطلاعت مي كنند.
از ديگر نكات شدت ابتلا و گرفتاري بندگان خاص خداوند آن است كه بيشتر به ياد خدا بيفتند؛ زيرا اصولاً انسان ها در هنگام راحتي و آسايش غفلت مي ورزند. البته اين نكته در خصوص انبيا و اولياي كامل تا حدي فرق مي كند، زيرا قلب اين ها محكم تر از آن است كه به دنيا علاقه ورزد و نيازي باشد تا با سختي وبلا چهره از دنيا برگردانند، بلكه اينان به نور باطني دريافته اند كه حضرت پروردگار به اين عالم توجهي ندارد، لذا فقر را بر ثروت و بلا را بر راحتي ترجيح داده اند.
در حديث است كه جبرئيل كليد خزائن زمين را به پيشگاه حضرت ختمي مرتبت آورد و عرض كرد كه در صورت قبول اين ها، چيزي هم از مقامات اخروي شما كم نمي گردد، اما حضرت براي فروتني در برابر پروردگار آن را قبول نكرد و فقر را برگزيد.
همچنين در روايات آمده است كه براي مؤمنان مراتبي است كه نمي توان به آن ها رسيد مگر به سبب تحمل سختي و بلا ، چنان كه امام حسين(ع) رسول خدا(ص) را در خواب ديد، حضرت به آن مظلوم فرمود: از براي تو در بهشت درجه اي است كه به آن نمي رسي مگر با شهادت.
در روايت ديگر از امام صادق(ع) آمده است كه همانا بزرگي مرد به بزرگي بلايي است كه به او مي رسد؛ و خداوند قومي را دوست نمي دارد، مگر اين كه آن ها را مبتلا نمايد.
به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه انبيا و اوصيا در بيماريهاي جسمي و حسي شبيه ديگران اند؛ اما از ابتلاي به برخي امراض كه با اهداف بعثت منافات داشته باشد و موجب روي گرداني مردم از آن ها شود مصون و درمان اند، مانند جذام و برص.
دليل آن هم اين است كه عموم مردم صحت و سلامتي جسمي را با كمالات روحي ملازم و همراه مي دانند، لذا عنايات خداوند اقتضا مي كند كه پيامبران صاحب شريعت و مبعوث به رسالت را به بيماري هايي دچار نكند كه خلق از آنها متنفر ، و از گرد آنها پراكنده نشوند ، اما در خصوص بعضي از پيامبران كه صاحب شريعت نيستند و برخي اولياء و مؤمنان بزرگ ابتلاي به اين گونه بيماري ها منعي ندارد چنان كه حضرت ايوب و جناب حبيب نجار مبتلا بودند .
دنيا محل پاداش و مجازات نيست
بايد دانست كه دنيا نه دار كرامت و ثواب پروردگار است و نه محل عذاب، زيرا دار كرامت و پاداش عاملي است كه نعمت هاي آن خالص و به سختي آغشته نباشد، در حالي كه مي دانيم لذات و خوشي هاي دنيا با سختي و درد همراه است و سختي ها و دردهاي آن هم خالص نيست و گاه با نعمت و نقمت ايي همراه است.
لذا همان طور كه در حديث آمده است، علت ابتلاي مؤمن در دنيا آن است كه خداوند متعال دنيا را پاداشي براي مومن و يا مجازات براي كافر قرار نداده است. دنيا محل امتحان و دار تكليف و مزرعه آخرت است. بنابراين كساني كه انتظار دارند خداوند متعال گنه كاران و ظالمان را قلع و قمع كند، خلاف سنت الهي مي انديشند، زيرا سنت الهي آن است كه دنيا محل عمل باشد و در آخرت نتايج مشخص گردد.
اگر ظالم و ستمگري در دنيا مجازات شود، از عنايات خداوند متعال به اوست، همان طور كه مهلت دادن به اهل معصيت هم استدراج(1) است، چنان كه در آيه 177 سوره آل عمران آمده است.
آنان كه كافر شدند، گمان نكنند كه مهلت ما به آن ها خير آن هاست. همانا مهلتشان داديم تا گناه را زياد كنند و براي آن ها عذابي دردناك است .
به اين مطلب نيز بايد اشاره كرد كه ميزان درك بلا و سختي بستگي به ميزان درك مشخص دارد، لذا كساني كه عقل و دركشان كامل است به همان نسبت بلاهاي روحاني را بيش تر درك مي كنند. مي توان گفت اين كه رسول خدا(ص) فرمود: هيچ پيامبري اذيت نشد، آن گونه كه من اذيت شدم، ناظر به همين معنا باشد، زيرا هر كس عظمت پرودگار را بيشتر درك كند، از گناه بندگان بيشتر متأثر مي شود، پس اذيت و بلاي او بيشتر خواهد بود.
در عرصه جهان هيچ موجودى بى هدف خلق نشده است. بنابراين، همان طور كه مثلاً گياه براى ثمردهى ايجاد گرديده است، هدف از آفرينش انسان نيز آزمايش شدن و امتحان پس دادن است.
2) از آيه شريفه الذى خلق الموت و الحيوة ليبلُوَكُم ايّكم احسن عملاً (ملك/2) و نيز آيات مشابه آن مانند: و نبلوكم بالشّر و الخيرفتنةً و الينا ترجعون (انبياء/35) استفاده مى شود عالم ميدان آزمايش بزرگى است براى همه انسانها. وسيله آزمايش، مرگ و حيات و هدف اين آزمون بزرگ رسيدن به حُسن عمل است. مفهوم حُسن عمل نيز يعنى تكامل، معرفت و اخلاص نيت و انجام هر كار خير است. در آيات اشاره شده نكاتى قابل تأمل است؛ از آن جمله: الف) بديهى است هر جا پاى امتحان در ميان است، در پَس پرده آن، مسأله جزاء و پاداش به امتحان شونده مطرح است. عبارت و الينا ترجعون هم در آيه دوّم اشاره به همين نكته دارد. چرا كه به سوى ما باز مى گرديد يعنى باز مى گرديد براى قضاوت نهائى.
ب) هدف آزمايش را حُسن عمل معرفى كرده است نه كثرت عمل و اين خود دليل بر آن است كه اسلام به كيفيت اهميت مى دهد، نه به كميّت. مهم آن است كه عمل، خالصانه و براى خدا، مفيد و جامع باشد.
ج) اين كه در آيه شريفه، مرگ قبل از حيات ذكر شده، بخاطر تأثير عميقى است كه توجه به مرگ در حُسن عمل دارد. ضمن اين كه مرگ، قبل از زندگى بوده است.
3) در احاديث معصومين(ع) هم اين تعميم امتحان الهى، مورد تأييد قرار گرفته است. به عنوان مثال در حديثى از امام صادق(ع) آمده است كه آيه شريفه هل جزاء الاحسان الا الاحسان شامل كافر و فاجر هم مى شود:عن ابى عبدالله(ع) قال: قول اللّه تعالى هل جزاء الاحسا الاّ الاحسان جرت فى الكافر و المؤمن و البرّ و الفاجر(بحارالانوار/8/105). بنابراين بر اساس حديث فوق، اگر كافر هم كار نيكى كند جزاى آن را مى بيند. اين خود نمونه اى از امتحان الهى از كافر است. نيز امام صادق(ع) درباره آيه ميثاق مى فرمايند كافران هم حضور داشته اند: عن ابى عبداللّه(ع) قال: فطرة الله التى فطر النّاس عليها هى الاسلام فطرهم الله حين اخذ ميثاقهم على التوحيد فقال:اَلَست بربكم و فيهم المومن و الكافر (بحارالانوار/3/278) البته اقرار و اعتراف به امر الهى براى كافر سخت است همان طور كه امام صادق(ع) مى فرمايد: انّ امرنا صعب مستصعب على الكافرين، لا يُقرّبه الاّ نبى مُرسل او ملك مقرّب او عبد مؤمن امتحن الله قلبه للايمان (بحارالانوار/2/191) وتنها از ميان آدميان عادى، مومنى كه در كوره آزمايش، قلبش گداخته گردد به امر و سنت الهى، اعتراف خواهد كرد و كافر از اين بلا و امتحان پيروزمند سر برنخواهد آورد.
4) با وجودى كه بلا و آزمايش براى مؤمن و كافر، مشتركا نازل مى شود امّا امتحان مؤمن ويژگي هايى داردكه به برخى از آنها اشاره مى شود:
الف) مؤمن، بيشتر در معرض بلا و امتحان الهى است: انّ البلاء الى المؤمن اسرع
ب) مؤمن با سلاح صبر به مقابله با بلا برمى خيزد و از آن شكوه نمى كند اما كافر از اين اسلحه برخوردار نيست لذا در حديثى از معصوم(ع) آمده است كه بى تابى و بلا بر كافر پيشى مى گيرند و كافر توان غلبه كردن بر آن ها را ندارد لذا زمينه اى براى بلاهاى پيچيده تر بعدى براى او باقى نمى ماند. انّ الجزع و البلاء يستبقان الى الكافر.
ج) و بالاخره حكمت امتحان آن است كه انسان هاى صادق از غيرصادق تفكيك گردند: لانّ نزول المحنه و المصيبة يخبر عن الصادق. خلاصه سخن آن كه اگر آفرينش براى امتحان است، براى همه است واستثناء مفهومى ندارد.

ولى براى اين كه مؤمن درجات كمال معنوى بالاترى را كسب كند در معرض امتحان هاى ويژه اى قرار مى گيرد. البته اين امتيازى براى مؤمن نيست. زيرا بخشى از راه را به اختيار خود آمده است، لذا در مراحل بالاتر، مورد عنايت بيشترى است. اما چون كافر درهمان گام هاى اوليه دَرجا زده است ديگر براى او بلاهاى ويژه براى كمال هاى ويژه، جائى ندارد.
در پايان تذكر اين نكات مفيد است:
1) بلا گاه كيفر گناه است و گاه جهت ترفيع درجه پس هميشه وجود بلا ، نشانه گناهكارى نيست مثل بلاهاى وارد بر حضرت ايوب.
2) بلايى كه كيفر گناه است براى مؤمن نعمت است چرا كه از يك سو او را متنبه مى كند و از سوى ديگرگناهان او راپاك مي كند3) عدم بلا براى كافر و بهره مندى او از نعمت ،گاه پاداش اعمال نيك اواست كه خدا در اين دنيا به او اعطا مى كند تا در آخرت از نعمت هاي الهي بى بهره باشد و گاه از باب استدراج است و در واقع اضلال مجازاتى است يعنى اعطاى نعمت بيشتر موجب طغيان بيشتر او خسران او مى شود.

 منبع :   www.porseman.org


تاریخ : یکشنبه 20 دی 1394
بازدید : 2734
نویسنده : rasoulshams

3- دروغ

وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ

به خاطر دروغى كه بر زبانتان جارى مى‏شود نگوييد: «اين حلال است و آن حرام»، تا بر خدا افترا ببنديد.

به يقين كسانى كه به خدا دروغ مى‏بندند، رستگار نخواهند شد!

مقدمه

سومین عاملی که باعث از بین رفتن آبروی ، عزت و اعتبار شخص دروغگو در میان خانواده ، دوستان و اجتماع می گردد و بالطبع باعث سلب اعتماد عمومی افراد جامعه نسبت به یکدیگر می گردد «دروغ گفتن» می باشد، که متاسفانه امروزه شیوع بیشتری دارد، ولی مشکل اساسی آن است که متاسفانه آن را در زیر شاخه زرنگی طبقه بندی کرده و انجام دهنده آن را باهوش می نامند و همین پندار باعث می شود که متاسفانه برخی افراد، به راحتی خوردن آب دروغ می گویند و به اصطلاح طرف را می پیچانند و آن را به عنوان مدال افتخار خویش به گردن می آویزند و بر آن افتخار می کنند .

 

دروغ در منابع اسلامی :

در منابع اسلامی ، دروغ به یکی از گناهان کبیره[1] وبه عنوان کلید تمام پلیدی ها[2] معرفی شده است ، البته این موضوع اختصاصی به دین اسلام ندارد بلکه پیشوایان دیگر ادیان الهی نیز دروغ را به عنوان یکی از حرام های الهی به مردم معرفی نموده اند[3] .

 

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : «وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ[4]» به خاطر دروغى كه بر زبانتان جارى مى‏شود (و چيزى را مجاز و چيزى را ممنوع مى‏كنيد،) نگوييد: «اين حلال است و آن حرام»، تا بر خدا افترا ببنديد به يقين كسانى كه به خدا دروغ مى‏بندند، رستگار نخواهند شد!

 این آیه مبارکه انسانها را از گفتن چیزهایی که نمیدانند و همچنین نسبت دادن آنها به خداوند متعال نهی می فرماید ، درست است که آیه فقط شامل افترا بستن به خدا می شود اما با قرائنی که در دیگر آیات و روایات می باشد در می یابیم که منظور مذمت مطلق دروغ می باشد ، اما در این مورد (دروغ بستن به خدا و پیامبر) حرمت و عذاب آن شدیدتر می باشد.

 

همچنین امام محمد باقر (علیه السلام) می فرماید : «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّر أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَاب[5]» خداوند متعال براى كارهاى بد قفل‏هائى قرار داده و كليد آن با شراب مى‏باشد و دروغ از نوشيدن شراب هم بدتر است .

شرب خمر در دین مبین اسلام بلکه در تمام ادیان الهی حرام می باشد [6]و به شدت از آن نهی شده است ، اما می بینیم که امام (علیه السلام) در این حدیث کذب و دروغ را از شراب هم بدتر شمرده است ، بنابراین مفسده مترتبه بر آن از شراب شدیدتر و آثار آن زیانبارتر می باشد .

 

دروغ عامل بی اعتمادی و آبروریزی :

آنچه که از متن یا مفهوم احادیث ائمه اطهار (علیهم السلام) بر می آید ، این است که یکی از آثار دروغ، از بین رفتن اعتماد عمومی و عدم اعتبار فرد دروغ گو در بین مردم و همچنین آبروریزی می باشد.

 

برای اثبات مدعای خود به چند حدیث استناد می کنیم :

 حضرت امیر المومنین (علیه السلام) معاشرت با فرد دروغگو را مکروه می شمارند : «يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ أَنْ يَجْتَنِبَ مُوَاخَاةَ الْكَذَّابِ[7]» بهتر است كه مؤمن با دروغگو معاشرت ننمايد.

می توان گفت دلیل اینکه حضرت ارتباط و معاشرت با فرد دروغگو را مکروه می شمارد (علاوه بر آثاری مانند امکان هم خصلت شدن با او و ...)، این است که فرد دروغگو در جامعه وجاهت و جایگاهی ندارد و به عنوان فردی غیر قابل اعتماد شناخته می شود ، بنابراین ممکن است این ارتباط باعث شود که مردم خیال کنند دوست دروغگو نیز ، فردی دروغگو است و این باعث افزایش دامنه بی اعتمادی در جامعه گردد.

 

از جمله احادیث که به صراحت بر بی آبرو و اعتبار بودن فرد دروغگو دلالت می کنند حدیثی است که از حضرت پیامبر (صلوات الله علیه آله) نقل شده است که می فرمایند : «كَثْرَةُ الْمِزَاحِ تَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ كَثْرَةُ الضَّحِكِ تَمْحُو الْإِيمَانَ وَ كَثْرَةُ الْكَذِبِ تَذْهَبُ بِالْبَهَاءِ[8]» شوخى زياد حیای آدمى را مى‏برد، خنديدن زياد ايمان را محو مى‏كند و دروغ زياد ارزش و اعتبار انسانى را از انسان مى‏گيرد.

 

و همچنین فرمایش امام صادق (علیه السلام) که از حضرت عیسی (علیه  السلام) نقل می فرماید : «مَنْ كَثُرَ كَذِبُهُ ذَهَبَ بَهَاؤُهُ[9]» كسى كه دروغ بسيار گويد، ارزشش از بين مى‏رود.

این دو روایت به صراحت بر مدعای ما ،یعنی ارتباط بین دروغ گویی و عدم اعتبار و ارزش در جامع دلالت می کنند .

 

 در نوشته های پیشین بر سه عامل اصلی که باعث جلب آبرو و همچنین سه مورد اصلی و البته مبتلابه که باعث بی آبرویی فرد در میان مردم می شود ، اشاره کردیم که نوشته حاضر آخرین نوشته در این موضوع بود البته عوامل دیگری نیز در بی آبرو شدن فرد در جامعه تاثیر دارد ، مث: حد خورد ، زنا ، بهتان گفتن ، سخن بی جا ، بی دعوت جایی رفتن و ... که برای رعایت اختصار آنها را ذکر نمی کنیم و بر عهده خواننده گرامی می گذاریم که انشاالله مطالعه بفرماید.

 

منتظر دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان می باشیم .

والسلام علیکم و رحمت الله

 

برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به :

1-    إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1

2-    گناهان کبیره ، امان الله مطهر نژاد بوشهری



 

پی نوشت :

[1] - گناهان کبیره ، امان الله مطهر نژاد بوشهری ، ص 199

[2] - اعلام الدین (ص 313)

[3] - گناهان کبیره ، امان الله مطهر نژاد بوشهری ، ص 199

[4] - سوره نحل ، آیه 116

[5] -  بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏69، ص: 236

[6] - رجوع کنید به : http://pasokhgoo.ir/node/13187  

[7] - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 178

[8] - همان ، ص 259

[9] - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص: 178


تاریخ : یکشنبه 20 دی 1394
بازدید : 1442
نویسنده : rasoulshams
ولايت فقيه در قانون اساسي
قانون اساسي زمينه تحقق رهبري فقيه جامع الشريط را كه از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته مي شود، آماده كرده است تا ضامن عدم انحراف سازمان هاي متخلف از وظايف خود باشد.
ولايت فقيه در مقدمه قانون اساسي چنين طرح شده است:
«طرح حكومت اسلامي بر پايه ولايت فقيه كه در اوج خفقان و اختناق رژيم استبدادي از سوي امام خميني ارائه شد انگيزه مشخص و منسجم نويني را در مردم مسلمان ايجاد نموده و راه اصيل مبارزه مكتبي اسلام را گشود،...»
هم چنين در مقدمه قانون اساسي آمده است:

تاریخ : جمعه 18 دی 1394
بازدید : 2760
نویسنده : rasoulshams

2- بی وفایی به عهد :

الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاقَ

آنها كه به عهد الهى وفا مى‏كنند ، و پيمان را 

نمی ى‏شكنند.

 

دومین عامل آبروریزی عدم وفای به عهد یا عهد شکنی می باشد.

كلمه "عهد" بر حسب عرف و اصطلاح شرع به معناى آن چيزى است كه انسان با صيغه عهد ملتزم به آن شده باشد[1].

 

اهمیت وفای به عهد:

اهمیت وفای به عهد در دین اسلام کاملا روشن و اشکار است، اما برای روشنتر شدن این اهمیت به چند آیه که در بیان اهمیت و فضیلت وفای به عهد است اشاره می کنیم.

 

وفای به عهد صفت صاحبان خرد و اندیشه و همچنین مومنان می باشد:

خداوند متعال در هنگام برشمردن صفات صاحبان خرد می قرماید: «الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاقَ[2]» آنها كه به عهد الهى وفا مى‏كنند، و پيمان را نمى‏شكنند.

منظور از عهد در اینجا، عهدی است که انسانها با زبان فطرت با خدا بسته اند و همچنین عهد و پیمانی که خداوند متعال به وسیله انبیاء از انسانها گرفته است [3].

 

در مورد مومنان نیز می فرماید: «وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ[4]» و آنها كه امانتها و عهد خود را رعايت مى‏كنند.

منظور آیه از رعایت پایبندی به پیمان و نشکستن آن است.

 

و در نهایت خداوند متعال دستور می دهد که مسلمانان حتی در مقابل لجوج ترین دشمنان خود یعنی یهود و مشرکان[5] نیز به عهد و پیمان خود پایبند باشند، مگر اینکه آنها پیمان شکنی کنند که در این صورت مسلمانان نیز می توانند عهد و پیمان خود با آنان را بشکنند: «اِلاّ الَّذین عاهَدْتُم عِنْدَ المَسجِدِ الحَرامِ فَما اسْتَقامُوا لَکُم فَاسْتَقیمُوا لَهُمْ إنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُتَّقینَ» مگر با آنان که در نزدیکی مسجد الحرام پیمان بستید، تا آنان به پیمان خود وفادارند، شما نیز وفادار باشید، خداوند پرهیزکاران را دوست می دارد.

 

حال که اهمیت وفای به عهد در دین مبین اسلام روشن شد، مناسب است به رابطه بین عهد شکنی و آبروریزی (یا عدم اعتبار و جایگاه در بین مردم) اشاره کنیم:

اعتبار انسانها نزد یکدیگر و اعتماد متقابل یکی از ملزومات زندگی اجتماعی است، که باعث پیشرفت معنوی و مادی جامعه می گردد، حال اگر عهد و پیمانها شکسته شود و برای آن ارزش و اعتباری باقی نماند، جامعه دچار از هم گسیختگی شدید می شود که آثار بسیار زیان باری می تواند به دنبال داشته باشد .

 

 حضرت علی (علیه السلام) در حدیثی بر بی اعتبار و غیر قابل اعتماد بودن شخص عهد شکن اشاره کرده و می فرماید : «لا تَعْتَمِدْ عَلی مَوَدَّةِ مَنْ لا یُوفی بِعَهده[6]» بر دوستی کسی که به عهد و پیمان خود وفا نمی کند، اعتماد مکن.

شاید منظور امام این باشد که شخص عهد شکن به هیچ عنوان قابل اعتماد و اعتبار نیست به همین دلیل به آن اعتماد نکن ؛ از مفهوم این جمله می توان استفاده کرد که شخص عهد شکن در بین مردم اعتبار و آبرویی ندارد .

 

همچنین حضرت علی (علیه السلام) در حدیث دیگر می فرماید: « الوَفاءُ حِصنُ السُّؤدَدِ [7]» وفادارى، دژ (نگه دارنده) سَروَرى است. به یقین یکی از ملزومات و نتایج سروری بر مردم آبرومندی نزد آنان است .

 

برای مطالعه بیشتر در این زمینه مراجعه کنید به :

1- ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏13، ص: 53

2- ترجمه الميزان، ج‏11، ص: 468

3- ترجمه الميزان، ج‏15، ص: 12



[1] - ترجمه الميزان، ج‏15، ص: 11

[2] - سوره رعد ، آیه 20

[3] - ترجمه الميزان، ج‏11، ص: 468

[4] - سوره مومنون ، آیه 8

[5] - سوره المائده ، آیه 82

[6] - تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 418

[7] - میزان الحکمه ، ج 13، ص346 ، حدیث 22249


تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394
بازدید : 3805
نویسنده : rasoulshams


1- تهمت و آبرو ریزی مومن :

وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ

واى بر هر عيبجوى مسخره‏كننده‏اى!

 

یکی از عواملی که باعث ریخته شدن آبرو و از بین رفتن آبروی فرد می گردد ، ریختن ابروی دیگری است ، که معمولا توسط زبان صورت می گیرد.

حرمت ریختن آبروی مومن:

در آموزه های اسلامی تاکید فراوانی بر حفظ آبروی مومن شده است و حرمت مومن از جمله حرمت های الهی دانسته شده است ؛ امام صادق (علیه السلام) می فرماید : «لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي بِلَادِهِ خَمْسُ حُرَمٍ حُرْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صل الله علیه و آله) وَ حُرْمَةِ آلِ الرَّسُولِ (صل الله علیه و آله) وَ حُرْمَةِ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حُرْمَةِ كَعْبَةِ اللَّهِ وَ حُرْمَةِ الْمُؤْمِن[1]» خدا را در زمين پنج حرمت است: حرمت پيامبر و حرمت آل او و حرمت كتاب خدا و حرمت كعبه و حرمت مؤمن.

در این حدیث امام (علیه السلام) حرمت مومن را از جمله حرمت های بزرگ الهی شمرده شده است که به هیچ وجه نباید شکسته شود .

خداوند متعال در قرآن کریم انسان های عیب جو ، مسخره کننده و کسانی که بر دیگران تهمت میزنند (که از مصادیق آبرو ریزی هستند) را در چندین آیه از قرآن کریم مورد سرزنش و توبیخ قراد داده است[2].

 

«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ [3]» واى بر هر عيبجوى مسخره‏كننده‏اى!

خداوند متعال در این آیه انسان عیبجو و مسخره کننده را تهدید به عذاب می نماید و این نشان از مبغوضیت این عمل نزد خداوند متعال می باشد .

آثار آبرو ریزی در دنبا و آخرت :

1- مورد لعن و عذاب بزرگ در دنیا و آخرت :

یکی از آثار ریختن آبرو که در قرآن نیز به آن اشاره شده است ، مورد لعن و نفرین بودن و عذاب بزرگ در دنیا و آخرت می باشد ، خداوند متعال در آیه 23 سوره نور می فرماید : «إِنَّ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ [4]»كسانى كه زنان پاكدامن و بى‏خبر (از هر گونه آلودگى) و مؤمن را متهم مى‏سازند، در دنيا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست.

2- بیرون رانده شدن از ولایت خدا :

خداوند متعال ، قادر مطلق و ولی مطلق دنیاست اما بنابر اقتضای حکمت الهی به انسان ها قدرت اختیار بخشیده است تا به وسیله آن خود را به سوی کمال بالا بکشند و لایق بندگی خداوند متعال گردند (هر چند که انسان در بدو تولد در تحت ولایت الهی و به فطرت پاک متولد می شود ، اما با گذر زمان ممکن است آلوده گردد بنابراین باید با اختیار خود کارهای شایسته انجام دهد تا تحت ولایت الله باقی بماند) ، یکی از عواملی که باعث می شود خداوند متعال انسان را از ولایت خویش بیرون اندازد آبرو ریزی می باشد  ، چنانچه امام صادق (علیه السلام) می فرماید :« مَنْ رَوَى عَنْ مُؤْمِنٍ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ وَلَايَتِهِ إِلَى وَلَايَةِ الشَّيْطَان [5]»  هر كه مطلبى را بازگو كند تا آبروى مؤمن را بريزد و خوارش سازد تا او را از چشم مردم بيندازد خداى گرامى و بزرگ او را از ولايت و سرپرستى خويش بیرون انداخته و به ولايت شيطان واگذار كند .

3- باعث آبروریزی خود فرد می گردد :

همانطور که حضرت پیامبر (صلوات الله علیه آله و سلم) می فرماید : يَا مَعْشَرَ النَّاسِ مَنْ آمَنَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ يُخْلِصْ إِلَى قَلْبِهِ لَا تَتَبَّعُوا عَوْرَاتِ الْمُؤْمِنِينَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَاتِ الْمُؤْمِنِينَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ فَضَحَهُ وَ لَوْ فِي جَوْفِ بَيْتِه [6]» اى ايمان آورندگان به زبان كه ايمان در دلتان جاى نگرفته! عيب‏هاى مؤمنان را نجوييد؛ زيرا هر كه عيب‏هاى مؤمنان را بجويد خداوند نيز در پى عيب‏هاى او باشد و هر كه خداوند عيب‏هايش را بجويد رسوايش سازد هر چند درون خانه‏اش باشد.

بنابراین یکی از نتایج عیب جویی و آبرو ریزی ، ریخته شدن آبروی خود فرد می باشد ، چراکه همانطور که در اول نوشته اشاره کردیم ، آبروی مومن یکی از حرمتهای خداوند متعال در روی زمین است که نباید شکسته شود .

آثاری که برای آبروریزی شمرده شده است بسیار و عذابی که برای آن وعده داده شده است بسیار دردناک و بزرگ است ، اما برای رعایت اختصار مطلب از ذکر بیش از این خودداری می کنیم .

اللهم اغفر ذنبونا

التماس دعا



[1] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏24، ص186

[2] - مانند : سوره قلم ، آیه 11؛ حجرات آیه 11 و 12 ؛ سوره احزاب ، آیه 58 .

[3] - سوره همزه ، آیه 1

[4] - سوره نور ، آیه 23

[5] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 241

[6] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 241


تاریخ : سه‌شنبه 15 دی 1394
بازدید : 3415
نویسنده : rasoulshams

5 - قناعت:

وَ كُنْ قَنِعاً تَعِشْ غَنِيّاً وَ كُنْ مُتَّقِياً تَكُنْ عَزِيزاً

با قناعت زندگى كن كه هميشه ثروتمند و بى‏نياز باشى پرهيزكار باشى كه هميشه عزيز باشى.

عامل بسیار مهم دیگری که باعث جلب آبرو و حفظ آن می شود «قناعت» می باشد که آثار فراوانی در زندگی بشر دارد.

«قناعت» بفتح قاف به معنای ، راضى شدن به أندك و زياده نخواستن [1]و راضى شدن به هر چه که هست [2]، می باشد .

انسان بنابر ذات خود سیری ناپذیر و کمال گرا است ، اگر این حس کمال گرایی و کمال طلبی انسان در امور مادی و مالی محصور و کنترل نگردد انسان را به دنیا طلبی و کسب مال و ثروت بیشتر حرکت می دهد و باعث می شود که انسان نقطه پایانی برای ثروت اندوزی خود قائل نباشد و دائم به فکر بیشتر کردن زر و سیم باشد ، بدون اینکه خمس و ذکات بپردازد یا دست فقیری را بگیرد ، بنابراین در درجه اول به علت دنیا دوستی و بخلی که در انسان ایجاد می شود ، در پیش خداوند متعال و همچنین مردم خوار و ذلیل می گردد.

بهترین راه حل و عامل بازدارنده از این کار «قناعت» می باشد که در احادیث ائمه (علیهم السلام) گنج بی پایان یا بالاترین درجه بی نیازی شمرده شده است .

چنانچه که حضرت علی (علیه السلام) در کلامی بسیار زیبا می فرماید : «مَنْ قَنَعَ بِالْيَسِيرِ اسْتَغْنَى عَنِ الْكَثِيرِ وَ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ بِالْكَثِيرِ افْتَقَرَ إِلَى الْحَقِيرِ[3]» كسى كه باندك قناعت كند، از بسيار (و زياد) بى‏نياز گردد، و كسى كه به بسيار بى‏نياز نشود، بچيز اندك و پست نيازمند شود.

همچنین لقمان حکیم در یکی از توصیه های خود بر فرزندش می فرماید : «وَ كُنْ قَنِعاً تَعِشْ غَنِيّاً وَ كُنْ مُتَّقِياً تَكُنْ عَزِيزاً [4]» با قناعت زندگى كن كه هميشه ثروتمند و بى‏نياز باشى پرهيزكار باشى كه هميشه عزيز باشى.

بنابراین قناعت بزرگترین گنج و بالاترین ثروت است که موجب می گردد انسان پیش خداوند متعال و پیش مردم عزیز و محترم گردد .

عوامل دیگری نیز وجود دارند که موجب ، عزت ، شرافت و اعتبار انسان می گردد ، مانند :علم ، ادب ، سکوت ، و ... که مطالعه در مورد آنها را بر عهده خانندگان عزیز قرار می دهیم و انشاالله از نوشته آینده به عواملی که باعث از بین رفتن آبرو می گردد اشاره خواهیم نمود .
 
پایان


[1] - المفردات في غريب القرآن، ص: 685

[2] - كتاب العين، ج‏1، ص 170

[3] - الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص 301

[4] -  إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص 72


باسلام خدمت شمادوستان عزیز ازاینکه به وبلاگ اومدین متشکرم

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران