فرهنگ برتر


فرهنگ بهتر زیستن


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 07 آذر 1394
بازدید : 861
نویسنده : rasoulshams

3- ذکر الهی ، آرام قلبها

عامل دیگر آرامش روحی و روانی بنابر فرموده قرآن ذکر می باشد .

خداوند متعال در سوره رعد آیه 28 می فرماید : «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [1]»آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‏اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد!

البته ذکر تنها گفتن سبحان الله و اذکار دیگر نیست ، مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد :« ظاهر اين است كه مقصود از ذكر، اعم از ذكر لفظى است و بلكه مقصود از آن مطلق انتقال ذهن و خطور قلب است، چه اينكه به مشاهده آيتى و برخوردن به حجتى باشد، و يا به شنيدن كلمه‏اى صورت گيرد[2]».

حسین بزاز از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که امام فرمودند : «أَلَا أُحَدِّثُكَ بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى خَلْقِهِ قُلْتُ بَلَى قَالَ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ وَ مُؤَاسَاتُكَ لِأَخِيكَ وَ ذِكْرُ اللَّهِ فِي كُلِّ مَوْطِنٍ أَمَا إِنِّي لَا أَقُولُ- سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ اللَّهُ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ إِنْ كَانَ هَذَا مِنْ ذَاكَ وَ لَكِنْ ذِكْرُ اللَّهِ فِي كُلِّ مَوْطِنٍ إِذَا هَجَمْتَ عَلَى طَاعَةٍ أَوْ مَعْصِيَةٍ[3]» آيا ميخواهى تو را از مهمترين وظيفه‏اى كه خدا بر خلق خود واجب كرده خبر دهم؟ عرضه داشتم: بله، فرمود: اول انصاف دادن به مردم، به اينكه با مردم آن طور رفتار كنى كه دوست ميدارى با تو رفتار كنند و دوم مواسات با برادران دينى و ياد خدا در هر موقف، البته منظورم از ذكر خدا، سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر نيست، هر چند كه اين نيز از مصاديق آنست، ولى منظورم اين است كه در هر جا كه پاى اطاعت خدا به ميان مى‏آيد، بياد خدا باشى و اطاعتش كنى، و هر جا معصيت خدا پيش آيد، بياد او باشى و آن را ترك كنى .

با این توضیحات می توان گفت که ذکر معنای وسیعی دارد که هم شامل انجام اوامر الهی مانند نماز ،روزه و غیره و هم شامل ترک نواهی الهی مانند نگاه به نامحرم و دیگر نواهی می شود.

انجام واجبات و ترک محرمات را می توان از دو جهت آرامش آفرین دانست :

1-    از این جهت که به فرمان الهی عمل کرده است و منتظر پاداش است یا نواهی الهی را ترک کرده و دیگر نگران از عذاب نیست ، بنابراین نوعی آسودگی خاطر برای مؤمن وجود دارد که با ضمیمه اعمال خود بر لطف خدا ، دلش آرام می شود .

2-    از این جهت که چون نواهی الهی را ترک کرده بنابراین از عوارض آن نیز که دل را آشفته می کند ، مانند نگاه به نامحرم که باعث آشفتگی خاطر و حتی جنون در امان است ؛ یا چون اوامر الهی را انجام داده است آثار نیک آنها بر او جاری می شود ، مانند خواندن نماز که دانشمندان امروزه به این نتیجه رسیده اند که موجب خروج امواج مضر از ذهن و بدن شده و باعث آرامش روحی و فکر فرد می گردد.(انشاالله در نوشته ای جداگانه این مسئله را بیشتر توضیح خواهم داد)

علامه طباطبایی در ادامه شبهه ای که ممکن است پیش آید را دفع می کند و می فرماید :« اين با آيه سوره انفال كه مى‏فرمايد:«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ [4]» منافات ندارد، زيرا ترسى كه در اين آيه آمده ترسى نيست كه با اطمينان منافات داشته باشد، بلكه حالتى است قلبى كه طبعا قبل از آمدن اطمينان عارض قلب مى‏شود، هم چنان كه آيه 23 سوره زمر هم اين معنا را افاده مى‏كند»

البته در قرآن اذکار مخصوصی نیز برای آرامش روح و روان انسان امده است که ذکر آنها باعث طولانی شدن مطلب می گردد .



[1] - سوره رعد ، آیه 28

[2] - ترجمه تفسیر المیزان، ج11، ص486

[3] - معانی الاخبار ، ص 193

[4] - سوره انفال ،آیه 2

 


تاریخ : جمعه 06 آذر 1394
بازدید : 577
نویسنده : rasoulshams

2- ایمان و تقوا

دومین عاملی که می توان با استفاده از آیات الهی برای آرامش روحی و فکری از آن نام برد ایمان و تقوای الهی است .

خداوند متعال در سوره یونس می فرمایند : «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ لا تَبْديلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ [1]» خداوند متعال در این آیات می فرماید که مومنان در دنیا و آخرت مسرور و شاد هستند و هیچگونه ترس و اندوهی برای آنها نیست .

علامه طباطبایی (رحمه الله)در توضیح و توجیح این مطلب می فرماید : خوف و اندوه به خاطر از دست دادن نفع و يا برخورد با ضرر دست مى‏دهد، و تحقق اين خوف و اندوه وقتى قابل تصور است كه آدمى براى خود ملك و يا حقى نسبت به آن چيزى كه از آن خوف و اندوه دارد قائل باشد، مثلا خود را مالك فرزند و يا جاه، و يا آنها و غير آنها را متعلق حق خود بداند، و اما چيزى را كه مى‏داند به هيچ وجه بين او و آن چيز علقه و رابطه‏اى نيست، هيچ وقت در باره آن نه ترسى پيدا مى‏كند و نه اندوهى. و بر اين حساب اگر كسى را فرض كنيم كه معتقد است به اينكه تمامى عالم و تك تك موجودات آن و حتى وجود خودش ملك مطلق خداى سبحان است و احدى در اين ملكيت شريك او نيست قهرا خود را نيز مالك هيچ چيز نمى‏داند، و هيچ چيزى را متعلق حق خود به حساب نمى‏آورد تا در باره آن دچار خوف و يا اندوه گردد[2].

نزول اطمینان بر قلب مومن در سختیها

در جنگ حنین شمار افراد سپاه اسلام از کفار بیشتر بوده که این امر موجب غرور برخی مسلمانان شد و وقتى دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند. مردى از مسلمانان كه از بسيارى مسلمين و قلّت كفّار خوشحال شده بود گفت: هرگز امروز مغلوب نخواهيم شد [3].

اما در آن جنگ مغلوب شده و برخی فرار کردند ولی دوباره با ندای سپاهیان اسلام بازگشتند ؛ پس از آن این آیه نازل شد که می فرماید : ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرينَ (سوره توبه ،آیه 26) علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می نویسد : كلمه" سكينت" همانطور كه گفته شد حالت قلبيى است كه موجب سكون نفس و ثبات قلب مى‏شود، و بطورى كه از تفسير آيات برمى‏آيد ملازم با ازدياد ايمان بر ايمان است، و نيز ملازم با كلمه تقوى است، كه قلب آدمى را به پرهيز از محرمات الهى وادار مى‏سازد [4].

در تفسیر احسن الحدیث می خوانیم که : اين سكينه و اطمينان خاطر، يك موهبت بخصوصى از جانب خداست كه كه در مواقع بسيار حساسى از جانب خدا نازل شده و موجب نجات گرديده است نظير جريان غار ثور[5] که در آیه 44 سوره توبه آمده است .

در آیات دیگری نیز بر نزول سکون و اطمینان بر قلب مومنین اشاره شده است مانند آیه 4 سوره فتح که می فرماید : «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ[6]» او كسى است كه آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل كرد .

در آیه 26 همین سوره بار دیگر می فرماید : «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ»[7](به خاطر بياوريد) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نخوت جاهليّت داشتند و (در مقابل،) خداوند آرامش و سكينه خود را بر فرستاده خويش و مؤمنان نازل فرمود .

و آیات بسیار دیگری که به خاطر طولانی شدن نوشته از آوردن آنها صرف نظر می کنیم .

 



[1] - سوره یونس ، آیات 62،63و64

[2] - ترجمه تفسیر المیزان ،ج10 ، ص132

[3] - ترجمه تفسیر جوامع الجامع ،ج2، ص528

[4] - تفسیر المیزان ،ج9 ، ص301

[5] - تفسیر احسن الحدیث، ج 4، ص 213

[6] - سوره فتح ، آیه 4

[7] - سوره فتح ،آیه 26


تاریخ : پنج‌شنبه 05 آذر 1394
بازدید : 1711
نویسنده : rasoulshams

1- آرامش روانی در گرو خدا پرستی (از دیدگاه قرآن)

بشر از اولین روز آفرینشش به دنبال قدرت مافوق خود بوده است که خود را در دامن او بیاندازد و بتواند خود را از آسیبها رهایی بخشند ؛ درواقع یکی از دلایلی که انسان دائم به دنبال خدا و آلهه می باشد تلاش برای رسیدن به آرامش است ؛ چراکه انسان اگر خود را وصل به قدرتی مافوق خود ببیند در حوادث و ناگواریها ، خود را در پناه او می بیند و متوسل به او می شود و این باعث احساس امنیت و در نتیجه ارامش و اطمینان خاطر می شود .

اما رسیدن به خدای حقیقی و شناخت صحیح آن کار هر کسی نیست به همین خاطر عده ای گمراه شده و ماه ، ستارگان ، بتها و ... را خدای خود پنداشتند و چیزهایی را پرستش کردند که نه سودى به آنان مى‏رسانند و نه زيانی[1] ، اما عده ای با پیروی از فرستادگان خداوند متعال ، گرد شمع وجودی رسولان آرامش جمع شدند و خود را به دامن خدا انداختند و به آرامش رسیدند آرامشی که در رفتار آنها نیز مشهود است [2]؛ آخرین این رسولان حضرت محمد (صل الله و آله و سلم) می باشد که آخرین پیامبر الهی[3] و حامل کاملترین دین[4] می باشد ، بنابراین هر کس بعد از ظهور حضرت به دایره اسلام درآید و مسلمان شود و نفاق را از دل برکند ؛ در تلاطم امواج کوچک و بزرگ خود را وصل به خداوند دانسته و به آرامش می رسد.

خداوند متعال در قرآن کریم در مورد احوال جنگجویان جنگ احد می فرماید : ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً يَغْشى‏ طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّة [5] سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد. اين آرامش، بصورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهى از شما را فرا گرفت اما گروه ديگرى در فكر جان خويش بودند (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهاى نادرستى- همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند.

 شب بعد از جنگ احد، شب دردناك و پر اضطرابى بود، مسلمانان پيش بينى مى‏كردند كه سربازان فاتح قريش بار ديگر به مدينه باز گردند. در اين ميان مجاهدان راستين و توبه كنندگانى كه از فرار احد پشيمان شده بودند، به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به وعده‏هاى پيغمبر دلگرم بودند آيه مورد بحث ماجراى آن شب را تشريح مى‏كند [6].

که گروهی به آرامش رسیدند اما گروهی که به خدا ظن و گمان غیر حق داشتند مانند دوران جاهلیت  ، از ترس جانشان نتوانستند بخوابند و در اضطراب و تشویش باقی ماندند.

در تبین ظنی که مانند ظن جاهلیت است ، در کتب تفسیر چند مطلب عنوان شده است اما می توان گفت که به طور خلاصه آنها مانند کفار و مشرکین دوران جاهلیت فکر وگمان می کردند وعده الهی بر نصرت پیامبر (صل الله علیه و آله) دروغ است [7].

و همچنین در سوره فصلت می فرماید : إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ  [8]به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است!».

این آیه بیان می کند که فرشتگان در هنگام مرگ بر بالین کسانی که خداوند متعال را می پرستیدند و و در این راه استقامت می کردند حاضر می شوند و به آنها ارامش خاطر و بشارت بهشت  می دهند[9].

بنابراین اولین قدم اسلام آوردن و خداوند متعال را به یگانگی قبول کردن و قدم دوم پایبندی به این عقیده و استقامت است .

برخی از روانشناسان غربی نیز تأکید می کنند که ایمان به خدا یکی از نیازهای اساسی انسان بزرگسال است [10].

نتیجه گیری :

یکی از عواملی مهمی که در آرامش فکری و روحی انسان تأثیر فراوان دارد اعتقاد به خداوند متعال به عنوان قدرت مطلق عالم هستی می باشد .



[1] - سوره فرقان ، آیه 5

[2] - سوره فرقان ، آیه 63

[3] - سوره احزاب ، آیه 40

[4] - سوره مائده ، آیه 3

[5] - سوره آل عمران ، آیه 154

[6] - برگزیده تفسیر نمونه ، ج1 ، ص 340 .

[7] - ترجمه تفسیر مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، ج4 ، ص303

[8] - سوره فصلت ، آیه 30

[9] - ترجمه تفسیر المیزان ، ج17 ، ص 591

[10] - مراجعه شود به سایت http://www.migna.ir ، عنوان : مرور دیدگاه چند روانشناس در مورد دین .


تاریخ : چهارشنبه 04 آذر 1394
بازدید : 660
نویسنده : rasoulshams

آرامش

می توان گفت همه یا لااقل اکثر انسانها ، از زمانی که به دنیا می آیند تا زمانی که از دنیا کوچ می کنند ؛ اهداف مشترکی را دنبال می کنند و برای رسیدن به آنها ، به صورت گروهی یا فردی تلاش می کنند .

یکی از اهداف مهمی که می توان گفت اکثر مردم به دنبال آن هستند آرامش یا آسایش است ؛ البته برخی افراد آسایش و آرامش را مساوی هم می بینند و خیال می کنند که تلاش و رسیدن به آسایش همان تلاش و رسیدن به آرامش است ، اما در واقع میان این دو مفهوم تفاوتهایی وجود دارد که به نظر می رسد با آوردن تعریف هر کدام و اندکی تأمل بتوان به تفاوت آنها پی برد :

آسایش : مرحوم دهخدا  لغت نامه خود می نویسد : « اسم مصدر و مصدر دویم آسودن . راحت . استراحت . آسانی . آسودگی . دعه . وداعَت . خفض عیش . تنعم . رَوح . مقابل رنج »[1]

آرامش : در لغت نامه دهخدا می خوانیم که آرامش ، اسم مصدر است از آرمیدن به معنای سکون ، طمأنینه و سکینه [2] .

با تأملی اندک می توان گفت که آسایش یکی از اسباب ممکنه آرامش می باشد نه علت یا مترادف آرامش .

به عنوان مثال چه بسیار افرادی که دارای راحتی و رفاه هستند اما آرامش و سکینه قلبی ندارند ، مانند برخی افراد جوامع بشری که از رفاه و آسایش نسبی یا حتی بالایی برخوردارند ، متاسفانه مبتلا به برخی بیماری های روحی و روانی مانند افسردگی و غیره هستند؛و در مقابل افرادی هستند که دارای آرامش و اطمینان قلبی فوق العاده ای هستند هر چند که آسایش و رفاه ندارد ، به عنوان نمونه امام حسین (علیه السلام)که در اوج زحمت و بلا دارای آرامش و اطمینان بودند .

می توان گفت که آرامش یک حالت نفسانی است که باعث اطمینان خاطر و راحتی ذهن و قلب می گردد و در واقع یک غریضه نفسانی است که خداوند متعال آن را در درون جان انسان نهاده است و به آن ارزش و منزلتی قائل شده .

 

این نشان می دهد که آسایش علت و زمینه برای آرامش نمی باشد و اگر باشد علت ناقصه است نه تامه ؛ بنابراین سوالی که در ذهن انسان شکل می گیرد این است که چگونه می توان به آرامش رسید ؟ اصلا آرامش چیست و آیا مصداق خارجی دارد یا نه ؟

بهتر است برای پاسخ به این سؤالها به سراغ دفترچه راهنمای انسان برویم ، چراکه سازنده آن بهتر از هرکسی بر ابعاد انسان آگاهی دارد و بهتر از هر موجودی می تواند برای نیازمنیدهای او برنامه و مواد ارائه دهد .

در این صفحه ، انشاالله روزانه یک یا چند مطلب (در حد وسع) قرار خواهیم داد و از عزیزان خواننده هم تقاضا دارم با نظراتشون اشکالات متنی و مفهومی مطالب را بیان کنند تا مطالب را اصلاح کنیم و با هم اندیشی به پاسخی صحیح برسیم . انشاالله



منابع

[1]  - سایت (www.vajehyab.com) لغت نامه دهخدا ، مدخل آسایش

[2] - سایت (www.vajehyab.com) لغت نامه دهخدا ، مدخل آرامش


تاریخ : شنبه 30 آبان 1394
بازدید : 446
نویسنده : rasoulshams

سلام دوستان

برای ارتباط و تعامل بیشتر با شما عزیزان فروم وبلاگ راه اندازی شده ، لطفا سر بزنید و نظرتون رو در مورد بفرمایید تا انشاالله بتوانیم بهتر بسازیمش .

ممنون

پذیرای انتقادات شما هم هستیم


تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
بازدید : 527
نویسنده : rasoulshams

سلام دوستان عزیز به دلیل بروزرسانی وبلاگ بسیار از مطالب گذشته آن را حذف کردیم از این بابت معذرت خجالتیمی خواهم انشالله به زودی وبلاگ پر بارتری خندهخواهیم داشت .

با تشکر


تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
بازدید : 545
نویسنده : rasoulshams

 با عرض سلام خدمت بازدید کننده گان محترم

عزیزان برای دنبال کردن بخش

تجارت الکترونیک

و

فروشگاه مجازی

لطفاً به آدرس 

فروشگاه نور

مراجعه نمایند .

با تشکر


تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1391
بازدید : 611
نویسنده : rasoulshams

 

       رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.

 

در حوزه علميه

ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

 

 در حوزه علميه نجف اشرف

آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

 

 در حوزه علميه قم

آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

 

 مبارزات سياسى

آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

 

 همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)

آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تبعيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

 

 دوّمين بازداشت

در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

 

 سوّمين و چهارمين بازداشت

کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

 

 پنجمين بازداشت

حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».

 

 بازداشت ششم

در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان
که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

 

 در تبعيد

رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

 

 در آستانه پيروزى

درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

 

 پس از پيروزى

آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم:
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
٭ امام جمعه تهران، 1358.
٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
٭ رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

 


تاریخ : چهارشنبه 23 فروردین 1391
بازدید : 674
نویسنده : rasoulshams
آيت‌الله مصطفي اشرفي شاهرودي درگفتگو با سايت بين المللي همکاريهاي خبري شيعه (شفقنا):
چرا اهل بيت را کنار بگذاريم؟
 
آيت‌الله شيخ مصطفي اشرفي شاهرودي استاد سطح عالي حوزه علميه مشهد با بيان اينكه معارف شيعه بايد همان‌طور كه حقيقت قضيه است، منتشر تا موثر واقع شود،
 
برداشت از از سايت روزنامه اطلاعات

تاريخ خبر: شنبه 19 فروردين1391 ـ 15جمادي الاول 1433ـ 7 آوريل 2012ـ شماره25281 .

 


صفحه قبل1...789صفحه بعد

باسلام خدمت شمادوستان عزیز ازاینکه به وبلاگ اومدین متشکرم

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران