فرهنگ برتر


فرهنگ بهتر زیستن


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 658
نویسنده : rasoulshams

                                             برای ظهور مولا صلوات...

تاریخ : جمعه 13 آذر 1394
بازدید : 2035
نویسنده : rasoulshams

سبک زندگی انسان ارتباط مستقیمی با آرامش فرد دارد، فردی را تصور کنید که مطابق سبک زندگی اسلامی وقتی از خواب بیدار می شود ، مشغول نماز شب و بعد از آن نماز صبح می گردد و علاوه بر تخلیه ی امواج مضر از بدنش ، خود را در پناه بزرگی قرار می دهد که به بزرگی و عظمت ، قدرت و رحمت او ایمان و اعتقاد کامل دارد ؛ چنین فردی در مواجهه با مردم عدالت و انصاف را رعایت می کند و سعی می کند متعرض حقوق دیگران نگردد، وقتی مشکلی برایش پیش می آید می داند که حکمتی دارد و این باعث آرامش او می گردد.

اما در فرهنگ غربی فرد با صدای موسقی آرام (که باعث افسردگی میگردد) یا تند (که باعث اضطراب ، استرس و تخریب مغز می گردد) از خواب بیدار می شود و با ذهنی مشوش و مملواز ابهام از آینده ، به دنبال گذارن زندگی می رود و در مواجهه با مشکلات چون قدرت خود را محدود می داند به تلاطم و اندوه می افتد .

علاوه بر اینها موارد بسیاری است که به ما گوشزد می کند برای دستیابی به آرامش باید سبک زندگی خود را اسلامی کنیم .

در فرهنگ غربی به علت کوته نگری و ناقص بودن مبانی استدلالی ، برخی ها عالم قیامت را انکار می کنند بنابراین دائم در ترس و دلهره از بین رفتن هسند چرا که نفس و روح انسان ابدی طلب است و دوست ندارد نیست و نابود شود .

اما در فرهنگ اسلامی به علت برخورداری از رابطه ی مستقیم بین خالق و مخلوق مقصود حضرت محمد مصطفی (صل الله) و بعد از آن بین مخلوقات با راهنمای خدشه ناپذیر (یعنی قرآن) و مفسران حقیقی آن (یعنی ائمه) ، انسان را نابود شونده و از بین رونده نمی داند بلکه مطابق میل ابدی طلبی انسلان چندین مرتبه می فرماید خالدین فیها ، دائم خواهد بود و زوالی در کار نیست .

غرض از این همه سخن اینکه در فرهنگ غربی چون تنها ظاهر اجسام دیده می شود تنها بر ظاهر آنها برنامه ریخته می شود و از باطن و ذات غفلت می شود در حالی که در اسلام اینگونه نیست و این دو نگرش و جهانبینی باعث تفاوت در سبک زندگی ، آرزوها ، آرمانها ، اندیشه ها و خلاصه زندگی و فرهنگ می گردد.

در مورد آرامش نیز چنین است ، در فرهنگ غربی چیزهایی مثل موسیقی را موجب آرامش معرفی می کنند در حالی که موسیقیدانان بزرگ عاقبت دیوانه شده اند ؛ متاسفانه برخی مسلمانان هم که از غرب تاثیر گرفته اند با عقاید آنها همراهی می کنند و سعی می کنند وجه شرعی نیز برای آن بتراشند.

علاوه بر مواردی که در نوشته های قبلی نوشتم ، توصیه های فراوانی برای آرامش از سوی دین مقدس اسلام رسیده است ولی به علت طولانی بودن مطلب این موضوع را در اینجا به پایان می رسانیم و دوستانی که می خواهند بیشتر بدانند در فروم وبلاگ در خدمتیم عضو شوید تا باهم گفت و گو کنیم .

پایان

تاریخ : پنج‌شنبه 12 آذر 1394
بازدید : 715
نویسنده : rasoulshams

8- عاقبت اندیشی

عامل دیگری که باعث آرامش روحی انسان می شود عاقبت اندیشی است ، که در دین اسلام بر آن توصیه شده است .

خداوند متعال در سوره هود خطاب به پیامبر می فرماید : «وَ كُلاًّ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ وَ جاءَكَ في‏ هذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنينَ[1]»ما از هر يك از سرگذشت هاى انبيا براى تو بازگو كرديم، تا به وسيله آن، قلبت را آرامش بخشيم و اراده‏ ات قوىّ گردد. و در اين (اخبار و سرگذشت ها،) براى تو حقّ، و براى مؤمنان موعظه و تذكّر آمده است.

به نظر می رسد آرامشی که بیان می شود به خاطر چند مطلب باشد :

       1- به این خاطر که در آخر همه داستان های قرآنی حق بر باطل پیروز می شود و دانستن این باعث می شود که پیامبر (صلوات الله) از مقابله های قوم خود کمتر آزرده گردند ، چون می دانند که در نهایت پیروز خواهند شد و همچنین موعظه است برای مومنان که بدانند اگر مخالفت خدا و پیامبر نمایند عاقبت سرنگون شده و شکست می خورند .

       2- جنبه ی دیگری که می توان بیان کر این است که اگر انسان به عاقبت کاری که می خواهد انجام دهد فکر کند و خوب و بد عاقبت آن را در نظر داشته باشد ، از دو نظر آسودگی به وی می آید :

             1- از این جهت که دنبال کاری که پیش بینی می کند به نتیجه نمی رسد و انسان را به زحمت می اندازد یا اینکه حرام است نمی رود پس بنابراین کمتر در بلا می افتد و در واقع با حکمت گام بر می دارد

             2- و دیگر از این جهت که وقتی به عاقبت کار نیکی که انجام می دهد فکر می کند که موجب رضایت الهی خواهد شد ، سختیها و ناگواری ها را نادیده می گیرد و در دل آرام و مطمئن خواهد بود .

ادامه دارد ...



[1] - سوره هود آیه 120


تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
بازدید : 642
نویسنده : rasoulshams

7- اعتقاد به قیامت

یکی دیگر از عوامل آرامش آفرین ، ایمان و اعتقاد به قیامت است که می توان آن را از دو جنبه بررسی نمود :

1-    از این جنبه که شخص می داند سرای جزا و پاداشی هست و حق کسی زایل نخواهد شد.

2-    از این جنبه که انسان شخص می داند که با مرگ نابود و فنا نخواهد شد.

 خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ[1]»كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و كسانى كه به آئين يهود گرويدند و نصارى و صابئان [پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است و هيچ گونه ترس و اندوهى براى آنها نيست. (هر كدام از پيروان اديان الهى، كه در عصر و زمان خود، بر طبق وظايف و فرمان دين عمل كرده‏اند، مأجور و رستگارند.)

همچنین در سوره مائده می فرماید : « إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى‏ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ [2]» آنها كه ايمان آورده‏اند، و يهود و صابئان و مسيحيان، هر گاه به خداوند يگانه و روز جزا، ايمان بياورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين خواهند شد.

از این دو آیه به دست می آید که معتقدان قیامت حزن و اندوهی برآنها نیست ، می توان گفت ، کسانی که دائم به فکر آخرت اند و برای آن تلاش می کنند ، طبق مفاد این آیات امیدوارند و در دل آرامند که برای آخرت ذخیره ای اندوخته اند .

علاوه بر آن ، انسان در ذات و نفس خود دارای حس بسیار قوی و پویایی به نام حس ابدی طلبی است که باعث می شود این همه انسانها دنبال آب حیات باشند و برای آن افسانه سرایی کنند.

در فرهنگ غربی به دلیل عدم توجه به آموزه های دینی و تحریف کتب معتبره در نزد آنها ، خیال می کنند که هرکس بمیرد دیگر نابود و فنا می شود بنابراین دائم در دلهره و اضطراب به سر می برند که یک وقت نمیرند و زندگیشان تمام نشود .

اما در فرهنگ اسلامی بنابر فرموده خداوند متعال در قرآن کریم مرگ تنها انتقال دهنده انسان از عالمی به عالم دیگر است و نیستی و نابودی در کار نیست ، بنابراین انسانهای باایمان که به قیامت و عالم بعد از مرگ اعتماد و اطمینان کامل دارند با وجود ترس از سختیهای مرگ و دنیای بعد از آن همیشه در دل آرامشی دارند و مطمئن هستند که اگر ظلمی بر آنها بشود یا اگر احسانی از سوی آنها صادر شود بدون اجر و پاداش نخواهد ماند ؛بنابراین دائما از آرامش روحی و روانی و به طبع آن سلامت روحی و روانی خوبی برخوردارند.

برخلاف تصور برخی ها که می گویند وقتی از مرگ حرف می زنیم دلمان می گیرد و آرامشمان را از دست می دهیم ، اولیای الهی با غلبه بر شیطان رانده شده از یاد مرگ آرامش و سکون می گیرند .



[1]  - سوره بقره ، آیه 62
[2] - سوره مائده ، آیه 69

تاریخ : سه‌شنبه 10 آذر 1394
بازدید : 564
نویسنده : rasoulshams
تعریف فرهنگ از دیدگاه حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای
خلقیات اجتماعی، رفتارهای اجتماعی را به وجود می آورند. بنابراین، درست است که مقوله فرهنگ در موارد زیادی شامل رفتارها هم می شود، اما اساس و ریشه فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی.

بنده چند نمونه از خلقیات اجتماعی و ملی را که برای یک ملت تعیین کننده است، در این جا عرض می کنم. مثلاً عزم و اراده، غرور ملی، احساس توانایی، احساس قدرت بر اقدام و عمل و سازندگی، انضباط، نشاط، همکاری و مشارکت. اگر فرض کنیم ملتی همراه با ایمان و عقیده ای که دارد، این اخلاقیات را هم دارا باشد، خواهیم دید که چقدر در رسیدن به اهداف و آرمان هایش، به او کمک خواهد کرد. بنابراین، به نظر ما، مقوله فرهنگ از نظر تأثیرش در آینده یک ملت و یک کشور، با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست؛ اهمیت مقوله فرهنگ از این جاست.2

من فرهنگ کشور را در سه عرصه مهم و عام مشاهده می کنم:

اول در عرصه تصمیم های کلان کشور است؛ یعنی فرهنگ به عنوان جهت دهنده به تصمیم های کلان کشور، حتّی تصمیم های اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و یا در تولید، نقش دارد. وقتی ما می خواهیم ساختمان بسازیم و شهرسازی کنیم، در واقع، با این کار، داریم فرهنگی را ترویج یا تولید می کنیم یا اشاعه می دهیم. وقتی تولید اقتصادی هم می کنیم، در واقع، داریم از این طریق، فرهنگی را تولید می کنیم؛ اشاعه می دهیم یا اجرا می کنیم. اگر در سیاست خارجی، مذاکره ای می کنیم و تصمیمی می گیریم، عیناً همین معنا وجود دارد.

بنابراین، فرهنگ، مثل روحی است که در کالبد همه فعالیت های گوناگون کلان کشوری، حضور و جریان دارد. فرهنگی که باید در تولید، خدمات، ساختمان سازی، کشاورزی، صنعت، سیاست خارجی و تصمیمات امنیتی، رعایت شود و حدود را معین و جهت را مشخص کند، چیست؟ این باید در این جا معین شود. بنابراین، فرهنگ، جهت دهنده به تصمیم های کلان کشور است؛ این در واقع، اهمیت و بناگذاشتنِ یک مبنای فرهنگی را در این جا به ما نشان می دهد.

دوم به عنوان شکل دهنده به ذهن و رفتار عمومی جامعه است. حرکت جامعه، بر اساس فرهنگ آن جامعه است. اندیشیدن و تصمیم گیری جامعه، بر اساس فرهنگی است که بر ذهن آن حاکم است. دولت و دستگاه حکومت، نمی تواند از این واقعیتِ مهم، خود را کنار نگه دارد. وقتی مردم در خانواده، ازدواج، کسب، لباس پوشیدن، حرف زدن و تعامل اجتماعی شان، در واقع دارند با یک فرهنگ حرکت می کنند - بنده پیش از انقلاب در سخنرانی هایم مثال می زدم و می گفتم فرهنگ مثل توری است که ماهی ها بدون این که خودشان بدانند، در داخل این تور، دارند حرکت می کنند و به سمتی هدایت می شوند - دولت و مجموعه حکومت، نمی تواند خود را از این موضوع برکنار بدارد و بگوید بالاخره فرهنگی وجود دارد و مردم به چیزی فکر می کنند؛ نه، ما مسئولیت داریم این فرهنگ را بشناسیم؛ اگر ناصواب است، آن را تصحیح کنیم؛ اگر ضعیف است، آن را تقویت کنیم؛ اگر در آن نفوذی هست، دست نفوذی را قطع کنیم. بنابراین، فرهنگ به عنوان شکل دهنده به ذهن و رفتار عمومی جامعه هم یکی از میدان های اساسی است.

چیزهایی که در فرهنگ عمومی ما ضعیف است، یا جایش کم است، یا به قول آقایان، احتیاج به دُز بالاتری دارد، کدام است؟

یکی از آنها انضباط است. جامعه ما، به انضباط، نهایت نیاز را دارد.

دیگری اعتماد به نفس ملی و اعتزاز ملی است؛ یعنی احساس عزت کردن از این که من اهل ایرانم. به قول سهراب سپهری، «اهل کاشانم، روزگارم بد نیست»؛ این، افتخار است. یا در جای دیگر می گوید: «من مسلمانم». اعتزاز به ایرانی بودن؛ ما به این نیاز داریم. البته این با ملی گرایی ناقص - همان ناسیونالیسم منفی مطرودی که ما همیشه آن را رد می کردیم - نباید اشتباه شود. این، ناسیونالیسم مثبت است. این، ملی گرایی، به معنای خوب قضیه است. ما به این احتیاج داریم.

مورد بعدی، قانون پذیری است؛ به هم تنه نزدن؛ از هم جلو نیفتادن؛ حق همدیگر را برنداشتن؛ توی جیب همدیگر دست نکردن. اینها قانون است و ما در جامعه، اینها را لازم داریم.

موضوع دیگر، غیرت ملی است. اگر ببینیم کسی دارد به نحوی از انحا، به مرزهای فرهنگی یا دینی یا جغرافیایی یا ملی ما تعرض می کند یا فکر تعرض دارد، باید خون ما به جوش بیاید و غیرت ما تحریک شود.

مقوله بعدی، تدین و دین باوری است؛ دین باوری، با همان معنای عام خودش. من به دانشجویان هم این نکته را گفتم که هر کس شب بیست و یکم، قرآن سرش گرفت و «بک یا الله» گفت، از نظر من، او همان دانشجویی است که من می گویم متدین و خدایی و مسلمان و حزب اللهی است؛ کاری ندارم از کدام حزب و جناح و تشکیلات است. ما باید همه را به این طرف بکشانیم که شب بیست و یکم ماه رمضان، احساس کنند دلشان به سمت مسجد و قرآن می کشد. این حالت، برای کشور ما، خیلی لازم است.

موارد دیگر، فرهنگ ازدواج، فرهنگ رانندگی، فرهنگ خانواده، فرهنگ اداره و فرهنگ لباس است. بنده با مُد، خیلی موافقم و جزء آدم هایی هستم که به مُد گرایش دارم؛ اما مُدی که از داخل جوشیده باشد؛ چون مُد، یعنی ابتکار و نوآوری؛ نه چیزی که از بیرون بیاید. مُد آرایش مو و لباس و حرف زدن ما، همه اش دارد از بیرون می آید.

الگوی مصرف وسائل زندگی، مهم است؛ فرش و پرده و چراغمان چه طوری باشد؟ اینها را نمی شود ندیده گرفت. اگر کسی توی بحر این کارها برود، می بیند چقدر سرمایه و فکر و همت و هنر، صرف اینها می شود که گاهی بسیاری از آنها بیهوده است. بالاخره جایی باید موضع خود را درباره اینها معین کند؛ حتّی اگر بگوید من الان وقت ندارم و اولویتم تعیین لباس ملی نیست؛ خیلی خوب، معلوم بشود که ما تا پنج سال یا ده سال، این اولویت را نداریم و می خواهیم آن را کنار بگذاریم؛ اما بالاخره این انبار مجموعه فرهنگی، [باید] صاحبی داشته باشد. این هم فرهنگ در عرصه دوم است.

عرصه سوم فرهنگ، سیاست های کلان آموزشی و علمی دستگاه های موظف دولت است؛ یعنی آموزش و پرورش، آموزش عالی و بهداشت و درمان. دستگاه های موظف دولت، بالاخره باید سیاست های کلان آموزشی و علمی شان را از مرکزی بگیرند. درست است که آموزش و پرورش خودش یک مجمع مشورتی دارد، ولی او کار دیگری می کند و نزدیک به اجراست و اما این، دورتر از اجراست؛ کلان تر و وسیع تر نگاه می کند.3

 

1. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار عالمان و روحانیون تبریز، 5/5/1372.

2. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 19/9/1379.

3. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 26/9/1381.

 برگرفته از وبلاگ :http://iran313.blogfa.com


تاریخ : سه‌شنبه 10 آذر 1394
بازدید : 766
نویسنده : rasoulshams

6- ازدواج

خداوند متعال در جاهای مختلفی ازدواج را مایه ی آرامش انسانها معرفی می کند برخلاف فرهنگ غربی که ازدواج را سبب تشویش ، نگرانی ، اضطراب و مسئولیت معرفی می کند .

در سوره : «هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها ...[1]» او خدايى است كه (همه) شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد.

یا در آیه 21 سوره روم می فرماید : « وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ »و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند!

به صراحت از این آیات و آیات دیگر به دست می آید که ازدواج مایه ی آرامش و سکون زن و شوهر می گردد ، البته اگر با شرایطی که دین اسلام تعیین کرده است ازدواج صورت گیرد نه با طرز تفکر و آداب جاهلی یا غربی .

دین اسلام برای قبل و بعد از ازدواج هم برای مردان و هم برای زنان توصیه هایی فرموده است که اگر در هنگام ازدواج و همچنین قبل و بعد از آن آنها را بدانیم و عمل کنیم اکثر مشکلاتی که بعد از ازدواج برای زنان و مردان پیش می آید هرگز رخ نمی دهد .

به عنوان نمونه دین اسلام به دختران و پسران توصیه می کند که در هنگام انتخاب همسر به این ملاکها توجه کنند که برخی مشترک و برخی دیگر مخصوص یک طرف است :

1-    متدین و مومن باشد[2].

2-    با حیا و با عفت باشد [3].

3-    متواضع ، قانع و کم توقع باشد[4].

4-    هم کفو باشد [5].

5-    خوش خلق باشد[6].

6-     و...

البته بحث توصیه های دین در مورد نحوه ازدواج بسیار مفصل و دقیق است که در این نوشته نمی گنجد و انشاالله در نوشته ای دیگر به آن خواهیم پرداخت.

ادامه دارد...

[1] - سوره اعراف ، آیه189

[2] - سوره بقره ، آیه 221

[3] - سوره مائده ، آیه 5

[4] - سوره تحریم ،آیه 5

[5] - سوره نور ، آیه 26

[6] - سوره تحریم ، آیه 5


تاریخ : دوشنبه 09 آذر 1394
بازدید : 580
نویسنده : rasoulshams

التماس دعا ای محرَمان حرم


تاریخ : دوشنبه 09 آذر 1394
بازدید : 637
نویسنده : rasoulshams

5- توکل کلید گنج آرامش

عامل دیگر که موجب سکون و آرامش قلب می شود توکل بر خداوند متعال است .

توکل در موارد مختلف معانی متفاوتی می دهد ، در مورد خداوند متعال یعنی سپردن کارها به خداوند و اعتقاد به لطف خداوند متعال است[1] .وقتی انسان به عظمت و لطف خدای خود ایمان داشته باشد و کارهای خود را به او واگذار نماید حتماً در قلب از به نتیجه رسیدن کارها و حصول مطلوب مطمئن خواهد بود و این اطمینان باعث آرامش خاطر او خواهد شد .

خداوند متعال در قرآن می فرماید : وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامي‏ وَ تَذْكيري بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ [2]» سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام كه به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر تذكّرات من نسبت به آيات الهى، بر شما سنگين (و غير قابل تحمّل) است، (هر كار از دستتان ساخته است بكنيد.) من بر خدا توكّل كرده‏ ام! فكر خود، و قدرت معبودهايتان را جمع كنيد سپس هيچ چيز بر شما پوشيده نماند (تمام جوانب كارتان را بنگريد) سپس به حيات من پايان دهيد، و (لحظه ‏اى) مهلتم ندهيد! (امّا توانايى نداريد!)

می بینیم که حضرت نوح با توکل بر خدا چگونه با جرأت ، آرامش و اطمینان در مقابل دشمنان خود می ایستد و این خصلت مردان خداوند است که به بازوی و سلاح خود نمی نازند چرا که همه محدودند و ممکن است انسان هر چقدر هم که قوی باشد یکی پیدا شود که قوی تر از او باشد ، بلکه خود را در دامن خداوند متعال می اندازند و خود را بر او می سپارند و با توکل کار را جلو می برند.

خداوند متعال در چندین جای قرآن به توکل و سپردن نتیجه کارها به خدا دستور داده است ؛ در سوره آل عمران به پیامبر (صلوات الله علیه و آله)می فرماید : « فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ[3]» هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.

اما معنای توکل برخلاف تفکر برخی ها ، این نیست که هیچ کاری نکنیم و بگوییم خدا انجام دهد بلکه به این معناست که کار را انجام دهیم و نتیجه آن را به خداوند متعال واگذار[4] نماییم همانطور که از تعریف بالا نیز روشن می شود.

ادامه دارد...



[1] - معنا شناسي واژگان قرآن، صالح عظيمه، ترجمه سيد حسن سيدي، ذیل ماده وکل

[2] - سوره یونس، آیه71

[3] - سوره آل عمران ، آیه 159

[4] - طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، میزا احمد آشتیانی ، ج1، ص394


تاریخ : یکشنبه 08 آذر 1394
بازدید : 600
نویسنده : rasoulshams

4 - دعا

در مورد قبلی توضیح دادیم که ذکر معنای عامی دارد و شامل انجام اوامر و ترک نواهی می شود ، اما چون دعا موضوعی است که تنها به دین اسلام منحصر نیست و همه بشر به نوعی در مقابل خدای خود دعا می کنند تصمیم گرفتم این مورد را به صورت جداگانه ای توضیح دهم انشاالله.

خداوند متعال در سوره نوح می فرماید : «وَ نُوحاً إِذْ نادى‏ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظيمِ [1]» و نوح را (به ياد آور) هنگامى كه پيش از آن (زمان، پروردگار خود را) خواند! ما دعاى او را مستجاب كرديم و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات داديم.

الکرب به معنای اندوه بزرگ می باشد[2] که خداوند متعال آن را از حضرت نوح (علیه السلام) و خانواده ایشان به سبب دعایی که کردند دور کرد.

خداوند متعال در صوره صافات[3] نیز بر نجات حضرت نوح (علیه السلام) و اهلش به سبب دعایی که کردند اشاره فرموده است .

دعا باعث می شود نزدیکی رابطه مخلوق با خالق می گردد و نزدیکی باعث می شود که انسان خود را در دامان خداوند متعال حس کند و خدا را حامی خود بداند بنابراین قلبش سکون و ارامش می یابد.

البته دعا کردن آدابی دارد که در قرآن ذکر شده :

1-    دعا همراه ايمان و عمل صالح باشد. «يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ[4]»

2-    با اخلاص باشد. «فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ[5]»

3-    با تضرّع و مخفيانه باشد. «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً[6]»

4-    با بيم و اميد باشد. «وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[7]»

5-    در ساعاتى خاص باشد. «يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ [8]»

6-     دعا كننده از اسماى الهى بهره بگيرد. «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها[9]» [10]

اینها خلاصه ای از آداب دعا بود که باید در هنگام دعا آنها را رعایت کنیم تا دعایمان به استجابت برسد انشاالله .

ادامه دارد...



[1] - سوره نوح ، آیه 76

[2] - لسان العرب ، ج1 ، ص 711

[3] - سوره صافات ،آیه 75و76

[4] - سوره شوری ،آیه 26

[5] - سوره غافر ، آیه 14

[6] - سوره اعراف ،آیه 55

[7] - سوره اعراف ، آیه 56

[8] - سوره انعام ، آیه 52

[9] - سوره اعراف ، آیه 180

[10] - تفسیر نور، ج10 ، ص280


تاریخ : شنبه 07 آذر 1394
بازدید : 519
نویسنده : rasoulshams

دوستان لطفا در فروم عضو بشید تا در کنار هم بر گسترش سبک زندگی اسلامی کمک کنیم .

اگه جای دیگه ای هم هست که چت روم یا فروم مذهبی باشه لطفا معرفی کنید ممنون .چشمک


باسلام خدمت شمادوستان عزیز ازاینکه به وبلاگ اومدین متشکرم

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران